ازدواج ، تجرد : گرایش های جدید
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳۱  

با توجه به نابسامانی ها و تحولاتی که در اشکال همسرگزینی و ازدواج در دهه های اخیر در ایران رخ داده است و اینکه ایران در حال گذار از سنت به مدرنیته می باشد ، به نظر می رسد نگاهی به سیر تحولات در کشورهای توسعه یافته ضروری است . چرا که خواسته یا ناخواسته کشورهای در حال توسعه نیز مراحلی شبیه به ان کشورها را پشت سر خواهند گذاشت . مگر اینکه تدبیرهای خاصی در نظر گرفته و سعی کنند مسیر توسعه را میانبر زده و علاج واقعه را قبل از وقوع بنمایند.چنانچه "جمشید بهنام " در کتاب " تحولات خانواده " به توضیح این سیر پرداخته است:

" تحول ارزش های اجتماعی و فرهنگی در کشورهای سرمایه داری در شاخص های مربوط به تجرد ، ازدواج ، طلاق و نیز شکل های جدید پیوند ، جلوه گر می شود.

از نیمه دوم دهه 60 و به ویژه پس از دهه 70 ، تمام نمودارها زیر و رو شده اند. این فرایند با تغییر میزان باروری شروع شد : پس از بیست سال باروری زیاد ، شاخص آن در سالهای 70 ناگهان در ایالات متحده آمریکا و کانادا ، و سپس تقریبا در تمام اروپای غربی ، سقوط کرد و به کمتر از دو فرزند برای هر زن پایین آمد و دیرزمانی همین نسبت را حفظ کرد، در نتیجه می توان گفت که صرف نظر از استثناهایی نادر ، جای گزینی نسل ها در کشورهای غربی – حتی در اروپای جنوبی که کاهش باروری در آنجا دیرتر آغاز شد- دیگر قطعی نیست. همزمان با باروری ، آمار طلاق نیز زیر و رو می شود : شاخص های سالانه طلاق که از آغاز دهه 50 ثبات چشمگیری داشته است ، ناگهان در انگلستان ، سپس در سوئد و بعد در چندین کشور غربی از جمله ایالات متحده آمریکا ، کانادا و استرالیا ، اوج می گیرد. پس از اوج گیری طلاق ، نوبت سقوط ازدواج می شود : این حرکت که در سال 1966 از سوئد و بعد از دانمارک آغاز می گردد ، در سالهای 70 ، رفته رفته از شمال تا جنوب اروپا را در بر می گیرد و کشورهای غربی آن سوی اقیانوس را نیز بی نصیب نمی گذارد، میزان ازدواج های اول به سرعت کاهش می یابد . ازدواج های مجدد نیز کاهش می باند : از بین 100 نفر طلاق گرفته، نسبت مردان و زنانی که به ازدواج مجدد می پردازند پیش تر غالبا نزدیک به 70 درصد بوده است و اکنون گاهی به زیر 50 درصد و حتی 40 درصد کاهش می یابد ، زیرا موج طلاق گیی ، بازگشت افراد طلاق گرفته بسیاری را به بازار زناشویی امکان پذیر ساخته است : از این پس در ایالات متحده ، از هر دو ازدواج تقریبا یک ازدواج در برگیرنده زوجی است که دست کم یکی از آن دو پیش تر ازدواج کرده است، و هرچند نسبت ازدواج های مجدد در کشورهایی که طلاق در آنجا به ندرت صورت می گیرد ، همچنان پایین است ، در مجموع به سرعت بالا می رود.و سرانجام همراه با سقوط نسبت ازدواج ها یا در کنار آن افزایش تولد های بیرون از ازدواج روی می دهد که تعداد آن پیش تر همه جا رو به کاهش بود، اما امروزه در بسیاری کشورها زیاد می شود ، وانگهی از آنجا که میزان تولدهای مشروع پیشرفت نمی کند یا پیشرفت اندکی دارد ، نسبت تولدهای بیرون از ازدواج گاهی به سرعت بالا می رود و در سوئد و دانمارک به حدود یک تولد در هر دو تولد می رسد.

بنابراین ، با وجودی که دامنه هریک از این تحولات در مناطق مختلف کمابیش گسترش می یابد ، به نظر می رسد که تمام کشورهای غربی درگیر دگرگونی های ژرف خانوادگی شده اند. این دگرگونی ها ، که هم بر شکل گیری خانواده ها و هم بر ثبات آنها تاثیر گذاشته اند ، به گسترش شکلهای خانوادگی و وضعیت هایی انجامیده اند که تاکنون نامرسوم به حساب می امدند : زوج های هم خانه ازدواج نکرده ، زوج های بی فرزند و اشخاصی که به تنهایی زندگی می کنند. " (جمشید بهنام ، 1992).

هم اکنون در کشور ما ، برخی از این مراحل طی شده و به برخی دیگر هنوز نرسیده ایم : میزان باروری مان کم شده ، آمار طلاق زیاد شده به صورتی که در همین یکی دو سال اخیر در بعضی شهرها آمار طلاق بالاتر از میزان ازدواج بوده است. سقوط ازدواج را هم که کم کم شاهدش هستیم . و تنها مراحلی که مانده تا طی کنیم بالا رفتن امارهای ازدواج مجدد و پس از ان تولدهای نا مشروع و یا خارج از چارچوب خانواده است ! حالا مسئله این است که آیا ما هم می خواهیم همین مسیر را ادامه بدهیم و دقیقا پا جا پای کشورهای غربی بگذاریم یا نه ؟! اگر می خواهیم به آنجا نرسیم از همین حالا باید به فکر تقویت ساختار خانواده و جایگزین های مناسب برای سبکهای قدیمی و سنتی همسرگزینی باشیم که دیگر جوابگوی همه سلائق نیستند، و معضلات و مسائل فرهنگی و اجتماعی و مذهبی کشور خود را در نظر گرفته و با توجه به آنها به دنبال راهکار باشیم.

 

تحولات خانواده ( پویایی خانواده در حوزه های فرهنگی گوناگون)،جمشید بهنام، مترجم : محمد جعفر پوینده،تهران : نشر ماهی ، 1383



 
دخترانی که پشت چراغ قرمزند !
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٩  

خیلی دلم می خواهد برای دخترانی که قصد ازدواج دارند ولی شرایط برایشان آماده نمی شود ، و یا به عبارتی قسمتشان نمی شود ، و یا کسی کاری برایشان نمی کند و .... کاری بکنم ، کمکشان کنم ، راهنمایی شان کنم ، با خانواده هایشان حرف بزنم ، چون خیلی مواقع هست که والدین و اطرافیان شرایط جوانانشان را درک نمی کنند و به فکر آنها نیستند و شرایط مناسبی را فراهم نمی کنند تا جوانان و به خصوص دخترها بتوانند فرد مناسبی را پیدا کنند و ازدواج کنند. یا زمانهایی است که والدین تازه سختگیری و سنگ اندازی بر سر راه جوانان میکنند و با سختگیری ها و ایرادهای الکی پا به بخت فرزندانشان می زنند و بعد هم می نشینند و فقط غصه می خورند. ولی نمی فهمند که خودشان مقصر بوده اند و شرایط لازم را برای ازدواج فرزندانشان فراهم نکرده اند و یا راهنمایی لازم و خوب را نداشته اند.

ولی مخاطب اصلی من در این پست کسانی هستند که یا خودشان دارای خواهر و برادر ازدواج نکرده و پشت سرهم هستند و یا والدینی که چنین فرزندانی دارند. تو را خدا نگویید که تا دختر اولمان ازدواج نکرده ، دومی و یا سومی حق ازدواج ندارد !

خیلی بد است که بعضی خانواده ها فرصت جوانی و ازدواج و شرایط مناسب فرزندانشان را قربانی ازدواج نکردن فرزند اول یا بزرگتر می کنند. و چه بسا که فرزندان بعدی هم از روی شرم و حیا و یا دلسوزی برای خواهر برادر بزرگتر ، چیزی بر زبان نمی آورند و همینطور منتظر می مانند تا بلکه فرزند بزرگتر سر و سامان بگیرد. و البته این برای دخترها و در شرایط فعلی حادتر است . چون پسرها صریح تر هستند و راحت تر و زودتر مسائلشان درباره ازدواج را با خانواده مطرح کرده و نظر خودشان را بیان می کنند . ولی در خانواده های سنتی تر و در بین دختران همان مسئله شرم و حیا و خویشتنداری و ... بیشتر است و اگر والدین خودشان به فکر نباشند ، دخترها آسیب های جدی از لحاظ روحی و روانی می بینند .

به نظر می رسد ، این وظیفه دختران بزرگتر است که اگر می بینند سنشان بالا رفته و هنوز فرد مناسب برای ازدواج را پیدا نکرده اند ، خودشان با شجاعت ، اجازه ازدواج برای خواهران و برادران بعد از خودشان را صادر نمایند و بگذارند آنها نیز فرصت ازدواج داشته باشند و سنین طلایی جوانی شان را از دست ندهند. و مطمئن باشند که آنها نیز فرد مناسب خود را پیدا خواهند کرد و حتی اگر ازدواج هم نکنند حداقل شاهد خوشبختی خواهر و برادرشان خواهند بود.

راه حل دوم نیز این می تواند باشد که خود خواهر برادر کوچکتر ، با صمیمیت و مهربانی مسئله را با خواهر و برادر بزرگتر مطرح کرده و از او اجازه بگیرند. نظر شما چیست ، آیا شما هم در اطراف خود کسانی را میبینید که چند خواهر و برادر در سن ازدواج هستند و همه منتظر ازدواج اولی مانده اند ؟!



 
زنانی که فقط باید جمعیت کشور را اضافه کنند!
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٧  

 

چند روز است که پیرو فرمایشات اخیر رئیس جمهور گرامی، همه جا صحبت از " دختر یا پسر ، دو بچه کافیست " است که احتمالا در سال جدید تغییر پیدا خواهد کرد به این صورت " سه تا دختر سه تا پسر کم است ، افزونش کنید " و نقش زنان در توسعه هم همین می شود که در خانه ها بنشینند و 7 -8 تا بچه بزایند و بزرگ کنند و تحویل جامعه بدهند تا در 20 سال اینده بر جمعیت بیکاران کشور بیفزایند و هیچ زن و دختری هم نه به دانشگاه رفتن بیندیشد و نه به کار کردن و نه به نقش خودش در توسعه!

پی نوشت : برای بررسی علمی تبعات افزایش جمعیت مراجعه کنید به مقاله ای در همین وبلاگ درباره به هم خوردن تعادل جنسیتی (لینک)



 
تب و تاب دانشگاه رفتن
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٥  

جوانهای کشور ما در سنین 16- 17 سالگی چنان تب و تابی برای وارد شدن به دانشگاه دارند که وصف ناپذیر است. تمام خوشبختی و آینده خود را وابسته به این می دانند که هرجوری شده وارد دانشگاه شوند . " دانشجو " شوند. و تمام نیرو و انرژی جوانیشان را صرف این می کنند که از سد کنکور گذر کرده و وارد این فضای رویایی شوند. هنگامی که قبولی کنکور را می گیرند انگار دنیا را بهشون داده اند و به منتهای آرزوهایشان رسیده اند. دیدن انها در روزهای اول دانشگاه واقعا نشاط انگیز است. واقعا خوشحال اند ، واقعا انرژی و شعف و شادمانی و هیجان و ... را می توان در چهره شان دید. ولی متاسفانه این روند بعد از چند ماه و کم کم بعد از چند ترم سیر نزولی در پیش می گیرد. کم کم می بینند نخیر ! آنچنان خبرهایی هم که فکر می کردند در دانشگاه نیست ! کم کم دارد دوره دانشجویی شان و همچنین سنین طلایی جوانی شان می گذرد و روبه اتمام است و هنوز هم کار خاصی نکرده اند! حالا بعد از فارغ التحصیل شدن چه بکنند؟!! بازار کار که خبری نیست. بازار ازدواج هم که خبری نیست. ادامه تحصیل هم که خیلی سخت است . اگر رشته دانشگاهی شان کاربردی و بورس نباشد که دیگر هیچ!!

خلاصه دیدن همان دانشجویان در ترمهای آخر و یا زمانی که دنبال کارهای فارغ التحصیلی شان هستند واقعا تاسف انگیز است. دیگر اثری از آن شور و نشاط در چهره شان نیست، آرام و سلانه سلانه راه می روند و غم و نگرانی خاصی در چشمها و صورتشان موج می زند حتی اگر سعی کنند آن را پنهان کنند... و بعد از یکی دوسال که می گذرد می بینی شان که دوباره پس از انتظار کشیدن و پیمودن راههای مختلف و پس از اینکه نه کار مناسبی پیدا کرده اند و نه توانسته اند ازدواج کنند و به عبارتی همسر مناسبی پیدا کنند ، تنها راه برای مشغول بودن و سرگرم بودن همان ادامه تحصیل است و کلی دوباره درس خواندن و هزینه کردن و کنکور دادن و بالاخره دولتی یا آزاد ، شبانه یا روزانه ، یکجوری وارد دانشگاه شوند و اسم "دانشجو " را یدک بکشند و بالاخره جایگاهی داشته باشند ، مشغول باشند ، تا ببینند چه می شود... شاید شرایطشان بهتر شود... دختر یا پسر بودن هم تفاوتی نمی کند ، این است حال و روز اکثر جوانان و دانشجویان ما در سالهای اخیر...



 
آرزوهای ویکتور هوگو برای ما
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٢  

اول از همه برایتان آرزومندم که عاشق شوید،

و اگر هستید ، کسی هم به شما عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست ، تنهاییتان کوتاه باشد،

و پس از تنهایی ، نفرت از کسی نیابید.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش امد،

بدانید چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنید.

برایتان همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشید،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادتان باشد

برایتان آرزومندم که دشمن نیز داشته باشید،

نه کم و نه زیاد ، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایتان را مورد پرسش قرار دهد ،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودتان غره نشوید.

همچنین ، برایتان آرزومندم صبور باشید

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند

چون این کار ساده ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند

و با صبوریتان برای دیگران نمونه شوید

و امیدوارم اگر جوان هستید

خیلی به تعجیل ، رسیده نشوید

و اگر رسیده اید ، به جوان نمایی اصرار نورزید

و اگر پیر هستید ، تسلیم ناامیدی نشوید

چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم حیوانی را نوازش کنید

به پرنده ای دانه بدهید و به اواز یک بلبل گوش کنید

وقتی که آوای سحرگاهی اش را سر می دهد.

چرا که به این طریق

احساس زیبایی خواهید یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم در خاک کنید

هرچند خرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوید

تا دریابید چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

همچنین ، آرزومندم پول داشته باشید

زیرا در عمل به آن نیازمندید

و برای اینکه سالی یک بار

پولتان را جلو رویتان بگذارید و بگویید : این مال من است.

فقط برای اینکه روشن کنید کدامتان ارباب دیگری است!

و در پایان ، اگر مرد هستید ، آرزومندم زن خوبی داشته باشید

و اگر زن هستید ، شوهر خوبی داشته باشید

که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف بزنید تا از نو بیاغازید.

اگر همه اینها که گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایتان آرزو کنم!!



 
نقش زن در توسعه و کارآفرینی
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۱  

وقتی که دانشجوی " مطالعات زنان " باشی ، یکی از واحدهای درسی که می گذرانی " نقش زن در توسعه " است که باید در آن با خیلی از مفاهیم آشنا شوی و به طور خاص ببینی که جایگاه زنان و نقش آنها در ابعاد مختلف و از جمله توسعه اقتصادی چیست. و البته به نظر می آید که در شرایط فعلی جامعه حتما باید به بحث " کارآفرینی زنان " نیز پرداخته شود. و البته در زمانی که ما در حدود 3 سال پیش این درس را در دانشگاه گذاراندیم اساتید محترممان اصلا طبق سرفصلها کار نمی کردند و اصلا کار آنچنانی نیز از دانشجویان ارشد نمی خواستند و نتیجه این بود که ما که مطالعات زنان می خواندیم در طول تحصیل چنین مباحثی به گوشمان نخورد و پس از فارغ التحصیل شدن است که خودمان و بر اساس علاقه و پیگیری و مطالعه و پژوهش داریم مباحث مختلف را پی میگیرم. این را نوشتم که اگر دانشجوی مطالعات زنانی ، این پست را می خواند ، بداند که به طور مثال چگونه و چه مباحثی را باید پیگیری کند.

كارآفريني : واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre به معناي " متعهد شدن " نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعريف واژه نامه دانشگـاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هـاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند. هدف اولیه از توسعه کارآفرینی تربیت نمودن افراد متکی به نفس ، آگاه به فرصتها و به طور کلی افرادی است که تمایل بیشتری به راه اندازی کسب و کارهای مستقل دارند.

کارآفرنی زنان : کارآفريني در جهان امروز به سرعت در حال پيشرفت است،کارآفريني زنان موضوع پرالتهاب کشورهاست.گزارش سا ل۲۰۰۲کارآفريني جهان که توسط مرکز کارآفريني کافمن منتشر شده است تاکيد مي کند کارآفريني زنان نقش برجسته اي در سلامت اقتصاد ملتها دارد.

ازطرف ديگر،تئوريهاي اجتماعي بيان مي دارد که ساختارهاي اجتماعي، محيط کار، خانواده وزند گي اجتماعي ساختار يافته،برروي دسترسي زنان به فرصتهاي شغلي تاثير داشته وبر عملکرد آنان موثر مي باشد.هم چنين تبعيض شغل وانتظارات درمورد نقشهاي خانواه مي تواند زنان را در محيطهاي صنعتي محدود نمايد. به علاوه بر انگيزه ها،اهداف زنان و ريسکهاي مالي وتجاري آنها نيز تاثير مي گذارد.

درحال حاضر ، زنان در کشور ما، بعنوان نيمي از جامعه نه تنها ديگر خانه نشين نيستند بلکه متقاضيان مهارت ديده وداراي تحصيلات عاليه اي هستند که از اين نظر بر مردان برتري يافته اند، به طوري که هم اينک بيش از ۶۰ در صداز ظرفيتهاي دانشگاهها را به خود اختصاص داده اند. با توجه به محدوديتهاي سرمايه گذاري از سوي دولت ،کارآفريني،اگر نگوئيم تنها راه پيش رو دست کم يکي از مهمترين راه حلهاي معضل بيکاري زنان محسوب مي شود.

اما جامعه ما با پذيرش اين بينش که کار منزل براي زنان وکار بيرون براي مردان است و اولويت اشتغال براي مردان است زيرا آنان نان آوران خانه هستند،نيمي از آحاد جا معه را از صحنه هاي اقتصادي کشور حذف نموده اند.

ضرورت واهميت کارآفريني زنان

زنان در کشورهاي رو به توسعه اميد اول،براي ارتقاء خانواده ها و رشد و توسعهُ کشورهاي خود محسوب مي شوند.موفّقيت رنان کارآفريني درجوامع نه تنها سبب سودهاي اقتصادي مي شود بلکه منافع اجتماعي و فرهنگي هم ايجاد مي نمايد.

زنان به دلايل متعدد از جمله بيکاري و کاهش دستمزدها و نارضايتي از شغل قبلي وارد کارآفريني مي شوند چنانچه کارآفريني راهي براي برون رفت ازبيکاري معمول است.باتوجه به آمارهاي رسمي در سالهاي اخير،سهم اشتغال زنان،فقط ۱۴درصد است و نرخ بيکاري در ميان زنان خصوصاً نيروي تحصيل کرده افزايش قابل توجهي داشته است.نرخ بيکاري در سال ۱۳۸۳،حتي بسيار فراتر از متوسط نرخ بيکاري در کشور است.

لذا بنابه ضرورت توسعه سهم زنان در اقتصاد ملي و مقابله با بحران بيکاري زنان ضروري است که شرايط لازم براي توسعه و کارآفريني زنان فراهم گردد تا زنان با ايجاد کسب و کار و فرصتهاي شغلي براي خود و ديگران بتوانند معضل کنوني جامعه را پايان بخشند.



 
کارآفرینی زنان
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠  

همیشه اعتقاد داشته و دارم که اگر ذهن فعال و جویایی داشته باشی ، راهها یکی یکی باز خواهند شد و افقهای جدید و تازه تری را درخواهی نورد. امسال با شروع سال جدید ، دقیقا نمی دانستم که می خواهم دراین سال چه تحولاتی داشته باشم و چه موضوعاتی را به طور تخصصی دنبال کنم ولی می دانستم که کم کم ایده ها و کارهای جدید خواهند امد و همینطور هم شد. چند روز است که بنا به دعوت موسسه ای که قبلا نیز با ان همکاریهایی داشته ام ، قرار شده که روی مسئله " توانمندسازی و کارآفرینی زنان " کار کنم و انشالله دوره هایی هم باشد برای آموزش این طرحها به زنان و دختران . و خلاصه فعلا این هم فتح باب کارهای پژوهشی و آموزشی در زمینه زنان است در سال جدید. و انشالله در وبلاگ هم قرار خواهد گرفت . فعلا این کلام زیبا را داشته باشید :

اشتیاق ، فرصت ها را می یابد و انرژی حداکثر استفاده را از آنها می کند.

" هنری اس. هاسکینز"



 
ترجیح دادن پسر بر دختر
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦  

هنوز هم در بسیاری از نقاط کشورمان و در بسیاری از خانواده ها ، به دنیا آمدن پسر به دختر ترجیح دارد و خوشحال می شوند مادران و پدرانی که بگویند فرزندشان پسر است !! حالا به قول عامیانه خودمان قرار است این پسر چه تاجی به سر این پدر و مادر بزند ، بماند! شخصا چقدر بدم می آید از افراد پسر دوستی که پسر را بیشتر از دختر دوست دارند و به ویژه زنانی که اینگونه اند ! و نه آن هم زنان پیر و درس نخوانده ! که حتی خیلی از دختران و زنان جوان و تحصیلکرده که شدیدا پسردوست هستند و با افتخار هم اعلام می کنند که دلشان می خواهد بچه اولشان پسر باشد و اصلا دختر نداشته باشند !!! و البته اینها همه آموزه های جنسیتی و سنتی و کلیشه ای است که قرنها و قرنها در کشور ما و شاید خیلی از فرهنگ ها تولید و بازتولید شده اند و هنوز هم ساری و جاریند.بعضی از این باورها و کلیشه های جنسیتی عبارتند از :

  • پسر جنس برتر است ، قوی است ، کارآمد است ، مورد ظلم واقع نمی شود.
  • دختر جنس دوم است ، ضعیف است ، ناتوان است ، مورد ظلم واقع می شود و نمی تواند از خود دفاع کند.

در فرهنگ مرد سالار ما ،پسر جنس برتر و قوی بوده است که از همان سنین کودکی و نوجوانی به عنوان نیروی فعال و درآمدزا برای خانواده محسوب می شده و توان و قدرت جسمی و مالی اش همیشه برای خانواده می مانده است حتی بعد از ازدواجش. پسر همیشه در جایگاه اقتدار قرار داشته و هیچ گاه نگران ازدواج و خوشبختی اش نبودند ، چون حتی اگر از همسرش هم راضی نبود ، راحت می توانست وی را طلاق داده و بدون هیچ نگرش منفی از طرف جامعه همسر دیگری انتخاب کند. ولی دختر از همان بدو تولد ضعیفه فرض شده ، وی را ناتوان و سربار خانواده دانسته و اینکه باید از او مواظبت کنند و هر چه زودتر شوهرش بدهند و راحت شوند ! و البته تنها نگرانی آنها این بود که این دختر ضعیف شان " گیر دست چه کسی بیفتد " ! چون اگر دختر مورد ظلم از طرف شوهرش قرار می گرفت نه می توانست به این راحتی ها طلاق بگیرد و نه بعد از آن دیگر می توانست به این راحتی ها دوباره ازدواج کند ! و دختر و زن بدون شوهر هم که دیگر هیچ ...!! و اینچنین است که این باورهای ریشه دار و سنتی هنوز هم در ذهنها باقی است و هنوز هم یکی از دلایل ترجیح پسر بر دختر را اینگونه بیان می کنند : " دختر معلوم نیست گیر دست چه کسی بیفتد و خوشبخت شود یا نه ؟!" گویا خوشبختی و موفقیت پسرها در زندگی صد در صد تضمین شده است.... شما چطور فکر می کنید؟



 
بهانه هایی برای نوشتن
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٤  

" آبگیرها با ورود هر جویبار کوچک اندکی به تلاطم در می آیند و سپس آرام می گیرند ، اما آبگیری که آرام گرفت دیگر همان آبگیر پیشین نیست ، اندکی سرشارتر شده است. جوامع انسانی نیز پس از فرو نشستن خیزش های کوچک آگاهی زنان به آرامشی می رسند که با آرامش پیش از آن متفاوت است. هر جویبار کوچکی را باید جدی گرفت. "

و در این سال جدید من نمی دانم که می خواهم چه جویباری باشم ، می خواهم چه موج شاید کوچکی حتی برایم خودم و در محدوده خودم باشم ، در این روزهای بهاری که کار و تلاش مجدد در آن کمی سخت می نماید و انگار بدنمان حس ندارد و ذهنمان یاری نمی دهد سعی می کنم به سال جدید از دید دیگری نگاه کنم و شاید کارهای متفاوت تری داشته باشم . ولی اعتراف می کنم که هنوز از سستی و رخوت ایام تعطیلی و عید و ... درنیامده ام و هنوز عظمم را جزم نکرده ام ولی بسیار امیدوارم که بتوانم در این سال مطالعات هدفمند و درست و حسابی داشته باشم و انشالله بروندادهای خوبی هم داشته باشد این مطالعات و تحقیقات....



 
سال نو مبارک
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢  

آمده ام که اولین پستم را در سال جدید در وبلاگم بگذارم و این اولین پست در سال جدید چه چیزی می تواند باشد جز تبریک سال نو . و جز آرزوی سلامتی و شادی برای همه مردم عزیز ایران ، برای همه دوستان و آشنایان و حتی همه کسانی که نمی شناسیشان و ایرانی اند و نوروز را جشن می گیرند. پس : " عیدتون مبارک " !!!!

سلامتی ، سعادت ، سیادت ، سرور ، سروری ، سبزی ، سرزندگی ، هفت سین سفره زندگیتان باشد. نوروز مبارک.