منیر پشمی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ منیر پشمی
آرشیو وبلاگ
      میوه ممنوعه ( وبلاگ شخصی منیر پشمی ) ()
آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱٢/٢٧

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

امیدوارم با آمدن بهار بتوانیم با تمام روح و جانمان به رقص درآییم ... مثل درختها جوانه بزنیم و تازه و نو شویم ... به سان شکوفه های گیلاس لبخند بزنیم و همچون ماهی های قرمز شاد و سر خوش باشیم ...

هر بهار که می رسد به یاد می آورم که سال دیگری گذشت و بزرگ و بزرگتر شده ام ... خدا را سپاس می گویم و شب بوها را می بویم و سبزه ام را آب می دهم و سفره هفت سین می چینم و با چشمهایی براق خیره می شوم به شکوفه های سفید و صورتی ... و دو قدم مانده به گل ، پای اساطیر زمین می ایستم و می پرسم : خانه ی دوست کجاست ؟؟؟؟

راز عشق شکوفه های گیلاس

  نظرات ()
خواستگاری در کافی شاپ و رستوران نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

در درسهای ارشد واحدی داشتیم با عنوان تحولات خانواده . الان غیر از تحولات خانواده کلا تحولات شگرفی در کل روند ازدواج را شاهد هستیم . از آشنایی و خواستگاری گرفته تا مراسمهای بعدی . توی اصفهان ما خیلی آداب داشت ازدواج و خواستگاری و مردم هم خیلی پایبند به این رسوم بودند . حالا وقتی مردم متعصب اصفهان این رسوم را تغییر بدهند دیگر معلوم است که چه روندی را داریم پشت سر می گذاریم. در گذشته های نه چندان دور رسم این بود که در خواستگاریهای سنتی مادر پسر تلفن می زد و از مادر دختر مشخصات دختر را می پرسیدند و بعد اجازه می گرفتند به خواستگاری دختر بیایند . روز و ساعت معینی هماهنگ می شد تا خانواده پسر به خانه دختر بیایند . مادر دختر چند روز در حال بشور و بساب بود که خانه تر و تمیز و شیک و مرتب شود و بعد هم کلی میوه و شیرینی و اجیل اماده می کردند و بالاخره روز موعود فرا می رسید و خانواده پسر به خواستگاری می آمدند و تازه دختر خانم اول وارد اتاق نمی شد تا بعد با کلی عزت و احترام مادر پسر از مادر دختر خواهش کند که اگه اجازه بفرمایید ما دخترتون رو زیارت کنیم . بعد دختر خانم چادر به سر وارد اتاق می شد و همه به احترامش بلند می شدند و کلی احوالپرسی و روبوسی و بعد هم سوال و جوابهای معمول و ادامه روند خواستگاری ....

حالا دیگر این روش خواستگاری دارد از رده خارج می شود . دیگر برای خواستگاری به خانه عروس نمی آیند . دیگر مثلا مد شده است که به کافی شاپ و رستورانهای شیک و مجلل هتلها بروند و خانواده ها همدیگر را زیارت کنند . مادر پسر زنگ می زند به مادر دختر و با هم قرار می گذارند در فلان کافی شاپ . (این روش یعنی مال همان خواستگاریهای سنتی است . ) بعد دختر همراه مادرش و پسر هم همراه مادرش سر ساعت خاصی در محل حضور به هم رسانده و اگر مبادی آداب باشند از قبل میزی را رزرو کرده اند و بعد هم منو را دیده و چایی یا نسکافه و قهوه یا بستنی و کیکی چیزی سفارش می دهند . که در این مرحله هم یک اختلاف نظر و سلیقه هایی موجود است . یعنی اینکه بعضی معتقدند این وظیفه پسر است که هزینه کافی شاپ را متقبل شود . و بعضی هم می گویند این وظیفه خانواده دختر است که باید پذیرایی کنند و هزینه را بپردازند . دیگر بستگی به خانواده ها دارد .... خلاصه نیم ساعتی همدیگر را در کافی شاپ ملاقات می کنند و می روند .

خانواده های سنتی هنوز معتقدند عزت دختر به این است که در خانه خودش به خواستگاریش بیایند . خانواده های پسر معتقدند وقتی به خانه دختر می روند از روش پذیرایی و نشست و برخاست خانواده بهتر می توانند روش زندگی و آداب اجتماعی آنها را بشناسند . ولی خواستگاری در کافی شاپ راحت تر است و به خصوص خانواده دختر دیگر به زحمت نمی افتد برای پذیرایی . هرچند در مراحل بعدی اگر توافقی حاصل شود لاجرم خانواده ها به خانه های همدیگر می روند تا شناخت بیشتری پیدا کنند .

با همه این اوصاف کلا ازدواج در این سالها روز به روز پیچیده تر و سخت تر می شود . چنان که غیر از همه مسائلی که قبلا در خواستگاریها مطرح می شد ، این روزها لازم است دختران و پسران درباره فعالیت در دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی نیز به گفتگو بپردازند و به توافق برسند .

اینم روشهای تحقیقات امروزی :

طرف رفته خواستگاری

بابای عروس با لپ تاپ اومده می گه پسر جون، من اهل تحقیقات محلی و اینا

 نیستم، یوزر پسورد فیس بوک رو بزن!!!!
  نظرات ()
مطالعات زنان ! یک شوخی بزرگ یا یک توهین بزرگ ؟؟؟ نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

آنچه که بر مطالعات زنان در ایران می گذرد را می توانید در همین وبلاگ و پستهای مختلف و کامنتهای دوستان ببینید و بخوانید . متن زیر کامنت یکی از دوستان است که تجربه خودش را در شرکت کردن در مصاحبه برای دکترای مطالعات زنان را با ما به اشتراک گذاشته است :

سلام خانم پشمی
سال گذشته من کنکور دکترا مرحله اول پذیرفته شدم و برای مصاحبه دانشگاه تربیت مدرس رفتم.میتونم بگم بزرگترین توهینی بود که توی عمرم تجربه کردم! بدون استثنا تمام بچه های گرایش خانواده میدونستیم که قبول نمیشیم! مصاحبه های گرایش حقوق حداقل 15 دقیقه بود و برای ما حداکثر 5 دقیقه.
اینو گفتم تا به بچه های گرایش خودم بگم بهتره زیاد پیگیر دکترای تربیت مدرس نباشن.چون واقعا اون چیزی نیست که از مطالعات زنان انتظار دارید. ما میخوایم فکر بازی داشته باشیم و ضمنآ دوست نداریم فقه و حقوق بخونیم.
اگر کسی در مورد مصاحبه و موضوعات مطرح شده سوالی داشت تا جایی که بتونم در خدمتم.

 

 

  نظرات ()
ارمغان نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۸/۳

عشق به سان معجزه ای ظهور کرد

ارمغان آورد شادی را

امید را

و حتی دلتنگی خلسه آوری را

که از جنس نور بود

 

  نظرات ()
جذب هیئت علمی رشته مطالعات زنان ! نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/٦/۱٠

امروز توی سایت جذب هیئت علمی وزارت علوم دیدم که جذب هیئت علمی دارند برای همین شهریور ماه که مهلتش هم تا پنج روز دیگه است . بعد دیدم رشته مطالعات زنان هم جزو رشته هایی است که جذب می کنند . برام جای سوال شد که لابد ارشد مطالعات زنان را که نمی گیرند ! فارغ التحصیل دکترای مطالعات زنان هم که توی ایران نداریم ، پس چه کسانی را جذب می کنند ؟؟؟ زنگ زدم دانشگاه اصفهان و از دانشکده اهل بیت که رشته حقوق زن در اسلام را دارند سوال کردم . فرمودند : کارشناسی ارشد رو نمی گیرند ، یا باید دانشجوی دکترا باشید و یا دکترای رشته های مرتبط مثل : حقوق ، روانشناسی ، جامعه شناسی که در زمینه زنان کار کرده باشند .

یعنی فوق لیسانس مطالعات زنان فقط برای لای جرز دیوار خوب است !!!

اگر می خواهید در این رشته کاری پیدا کنید به نظر می رسد حتما باید دکترا بگیرید .

مدام در وبلاگم در کامنتهای عمومی و خصوصی سوالاتی از این دست مطرح می شود :

" من رشته ام فقه و حقوق اسلامی بوده و الان کارشناسی ارشد این رشته قبول شدم و شدیدا نگران بازار کار تو این رشته هستم.....یکم در مورد آینده شغلی این رشته توضیح میدین؟؟؟؟  "

و من باید بگویم که کارشناسی ارشد مطالعات زنان هیچگونه بازار کاری ندارد . حداقل من در این چند ساله ندیدم جایی کارشناس ارشد مطالعات زنان بخواهند و استخدام کنند . هرجا هم نامی بوده فقط در حد دکور بوده است و عملا رشته های دیگر جذب شده اند . بروید دکترایش را بگیرید ببیند جایی جذب بازار کار می شوید یا نه !

موفق باشید .

  نظرات ()
استاد گرانقدری که برایت کتاب می فرستد ... نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/٤/٢٤

وقتی یک زن خانه دار تحصیلکرده وبلاگ نویس باشی ، و علاقه مند به مطالعه و پژوهش یک دفعه می بینی که یک استاد گرانقدر که قبلا هم به وبلاگت سر می زده است برایت ایمیل می زند که مقالات و وبلاگ شما را خوانده ام و مایل هستم که تعدادی از آثار چاپ شده را برایتان ارسال کنم .

حدس می زنی که استاد به خصوص تحت تاثیر پست آخرت قرار گرفته باشد . یعنی همان ماجرای کتابخانه و زن خانه دار ... و بعد در جستجویی در گوگل بیشتر از قبل با اخلاق و مرام استاد نادیده ات آشنا می شوی و میبینی این استاد از آن استادهای خیلی استاد است که واقعا برازنده نام " معلم " است ... استادی که در مرامش توجه به دانشجو و شاگرد و هدیه کتاب است ... میبینی در چندین وبلاگ ، دانشجویانش به نیکی از او یاد کرده اند و از کلاسهای پربارش در دانشگاه علامه گفته اند و رسم زیبای هدیه کردن کتاب ...

و دو روز از ارسال ایمیل نمی گذرد که پستچی دو بسته کتاب به تو تحویل می دهد درب خانه ات ...

استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر لبیبی متشکرم ...

شما به یادم آوردید که در هر جایگاه و شرایطی می توان معلم بود و می توان دانشجو بود ... و می توان اساتید بزرگی داشت که شاید هیچگاه ندیده باشی اش ولی بزرگواری اش را ببینی و تحسین کنی ...

 

  نظرات ()
کتابخانه نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۳/۸

توی محله ما یه کتابخانه عمومی هست که من از سالهای دبیرستان اونجا رفت و آمد داشتم و هم ازش کتاب برای مطالعه می گرفتم و هم ایام تحصیل و کنکور دادن و اینها از سالن مطالعه اش استفاده می کردم . فضاش را دوست دارم و کلی برام خاطره انگیزه . هنوز عضو هستم اونجا و هر از گاهی با بچه هایم با هم می رویم و غیر از کتاب یا کتابهایی که برای خودم امانت می گیرم دوسه تایی هم کتاب کودک امانت می گیرم برای بچه ها .

امروز هم با پسرم رفتیم کتابخانه و بعد هم بهش گفتم بیا بریم تا سالن مطالعه اش را هم بهت نشون بدم . سالن مطالعه بخش خواهران راه داره به یه حیاط خیلی بزرگ و پر از باغچه و درختان سر به فلک کشیده . یعنی این کتابخونه اولش یه منزل مسکونی خیلی بزرگ و باصفا بوده که بعد توسط شهرداری خریداری شده و تبدیل شده به کتابخونه . خلاصه با پسرم رفتیم توی این حیاط با صفا که نیمکتهایی هم داره و می تونی در فضای باز بشینی و مطالعه کنی . همونجا چشمم افتاد به خانمی که در سوپر مارکت بزرگ محل مدتی صندوق دار بود و باهاش سلام احوال داشتم . سلام احوال کردیم و چون هیچ شناختی از من نداشت جز اینکه مشتری اش بودم با تعجب می پرسه : " اینجا چیکار می کنید ؟!!  " مثل اینکه مثلا خیلی عجیب باشه که یه زن که همراه بچه هاش برای خرید به سوپر می رفته حالا توی بخش مطالعه کتابخونه باشه ! خندیدم و گفتم :" خب اومدیم کتاب گرفتیم و حالا هم خواستم اینجا رو نشون پسرم بدم و یه ساعتی هم بشینیم مطالعه کنیم " با ذوق میگه : باریک الله ! چه خوب ! چقدر خوب که شما اینقدر فعال و اهل مطالعه هستید ...

الغرض که وقتی یه زن خانه دار باشی و در جامعه تو را همراه فرزندانت ببینند و شناختی ازت نداشته باشند اصلا نمی تونند در نظر بگیرند که تو می تونی یه زن تحصیلکرده و اهل مطالعه باشی ... اصلا نمی تونند فکر کنند که تو وبلاگ نویس باشی ... اصلا نمی تونند باور کنند که مقاله های چاپ شده داری ... اصلا توی ذهنشون نمی گنجه که یه زن ساده و خانه دار که همراه بچه هاش توی پارک در حال قدم زدن و بازی است می تونه در زمینه های دیگه ای هم توانا باشه ...

انگار فقط اون زنی که شاغله به حساب میاد ... خیلی وقتها مواجهه شدم با خانمی که مثلا با فوق دیپلم توی یه مرکز بهداشتی یا شبیه اون کارمنده و وقتی بهش مراجعه می کنی جوری برخورد می کنه که حالت بد میشه ! فکر می کنه مثلا علامه دهره و این میزی که پشتش نشسته میز ریاست جمهوریه و تو هم احتمالا از پشت کوه اومدی !!!! همچین وقتهاس که باید یه جوری بهش بفهمونی که تحصیلکرده ای ... فوق لیسانسی ... شاید بیشتر از اون توانایی داری ... ولی به هر دلیلی نخواستی شاغل باشی ...

  نظرات ()
اعلام نتایج اولیه آزمون دکترا نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱/٢٦

امروز در سایت سازمان سنجش نتایج اولیه آزمون دکترا اعلام شد .

خبر اول اینکه : من قبول نشدم ! ولی خوشحال شدم . می دونید چرا ؟! چون به خودم امیدوار شدم و فهمیدم هوش و استعدادم خوبه خدا را شکر ! چون هیچی هیچی نخونده بودم و رفتم امتحان دادم و حالا می بینم بین 315 نفر که برای مطالعات زنان امتحان داده بودند رتبه ام شده 34 و اخرین فرد مجاز برای انتخاب رشته هم 20 بوده .و کلا هم برای مطالعات زنان فقط دانشگاه تربیت مدرس 4 نفر را می خواد ! یعنی این اعلام نتایج 5 برابر ظرفیت بوده ... یعنی برای پذیرش 4 نفر در این رشته 315 نفر امتحان داده اند و من درس نخونده شده ام رتبه 34 ...

و نتیجه اخلاقی اینه که شاید یه ذره تلاش کنم و یه دوتا دانشگاه دیگه هم دکترای این رشته رو بذارند من می تونم قبول بشم راحت !

منتظر میمونم تا دکترای مطالعات زنان رو دانشگاه اصفهان بذاره و منم یه ذره درس بخونم و قبول بشم همین جا ! حوصله تهران رفتن و آواره شدن ندارم ! اونم با دوتا بچه ! ببینید من چقدر اهیمت میدم به کانون خانواده و یاد بگیرید !

هرکسی قبول شده در آزمون دکترای مطالعات زنان و گذرش به اینجا افتاد بیاد از تجاربش مردم رو آگاه کنه لطفا ...

موفق باشید و سالم و شاد ...لبخند

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ خواستگاری در کافی شاپ و رستوران مطالعات زنان ! یک شوخی بزرگ یا یک توهین بزرگ ؟؟؟ ارمغان جذب هیئت علمی رشته مطالعات زنان ! استاد گرانقدری که برایت کتاب می فرستد ... کتابخانه اعلام نتایج اولیه آزمون دکترا خدا را شکر ... خانه تکانی وبلاگ !
کلمات کلیدی وبلاگ مطالعات زنان (٢) حقوق خانواده (۱) تست (۱) حقوق زن (۱) کارشناسی ارشد (۱) میوه ممنوعه (۱)
دوستان من مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران كلينيك مددكاري اجتماعي آفتاب شرق موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان وبلاگ تخصصی حقوق و فقه دفتر مطالعات و تحقیقات زنان وبلاگ تخصصی حقوق ایران مجله الكترونيكي بانوي برتر ادامه دارم (الهام غفاري) آشنائی با علم حقوق چند خط ميان زندگي بر ساحل سلامت شبکه ایران زنان تخته سياه تفكر زنانه روان پژوه نیستان پامج ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب