زن مظهر جمال الهی
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٥ : توسط : منیر پشمی

پرتو حق است آن معشوق نیست                  خالق است آن گوییا، مخلوق نیست

آفرینش ،تجلّی خداست و هر موجودی مظهر اسمی از اسماء او. «خلقت» عبارت است از: تجلّی خالق در چهره مخلوق های گوناگون. به فرمایش امام علی علیه السلام ، «الحمدُلِلّهِ المُتجلّی لِخلقِه بِخلقِه»(۲۰) و به تعبیر قرآنی، «فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَی صَعِقًا»(اعراف: ۱۴۳)؛ پس چون پروردگارش بر کوه تجلّی کرد، آن را فرو ریخت و موسی مدهوش گشت.
تجلّیِ حق گاه مایه موت است و زمانی مایه حیات: «الذّی هُو یُحیی و یُمیتُ»(مؤمنون: ۸۰)؛ گاه موجب خنده است و گاه مایه گریه: «انّه هو اَضحکَ و اَبکی»(نجم: ۴۳) و همه چیز نشانه و آیه و تجلّی وجود حق: «فَأَیْنَما تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ.»(بقره: ۱۱۵(
اسماء حسنای الهی همه نشانه و آیه ذات یگانه حقند و هر اسمی در بردارنده همه کمالات؛ با این تفاوت که در ظهور و خفای کمالات، بین اسماء الهی اختلاف است و هر اسمی کمال خاصی را به منصه ظهور می رساند. جلال و جمال حق مظاهر گوناگون دارند، هرچند جلال حق در جمال او نهفته و جمال الهی در جلال او مستتر گشته باشد. به تعبیر قرآنی،)فَعَسَی أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا) (نساء: ۱۹(
اما در نشئه مادی و جهان طبیعت، ظهور جمعی اسماء، کم بوده، اتحاد صفات جمال و جلال محسوس نیست، بلکه چنان می نماید که برخی مظهر قهر بی مهرند و برخی مدار مهر بی قهر؛ چنان که آتش را مظهر قهر و آب را نماد رحمت شمارند. اما عقل کامل در این دنیا نیز آدمی را به جمع میان این دو دعوت نماید و انسان کامل را واجد صفات جمال و جلال شمارد. آفرینش در دیدگاه قرآنی، با جمال و زیبایی آمیخته است: «اللّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیءٍ» (رعد: ۱۶)؛ «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ …» (سجده: ۷(
خداوند همه چیز را زیبا و جمیل خلق کرده و هیچ نقص و عیبی در متن هستی موجودات یافت نمی شود. اما در بررسی نسبی، برخی را مظهر زیبایی و جمال داشته است که فرمود: «زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ» (صافات: ۶)؛ ما فضای بالا را با ستاره های روشن زینت دادیم.

آن چنان که جلال زن در جمال او نهفته، جمال مرد در جلال او تجلّی یافته؛ که نقش زن ایجاد رابطه رحامت و نزدیکی اعضای خانواده است؛ یعنی زن اولاً، مرد را جذب کرده، رأفت و عاطفه در او می دمد تا مظهر سکینه و آرامش گردد و سپس به کمک همان عنصر، رئوف و مطمئن شده، خانواده آرام و ارحام مهربان را تشکیل می دهد.جناب محی الدین بن عربی (پدر عرفان اسلامی) سرّ محبوب بودن زن را چنین تبیین می کند: «چون ذات اقدس اله منزّه از آن است که بدون تجلّی و مظهر مشاهده شود و هر مظهری که بیشتر جامع اسماء و اوصاف الهی باشد بهتر خدا را نشان می دهد، زن در مظهریت خدا کامل تر از مرد است؛ زیرا مرد فقط مظهر قبول و انفعال است؛ چون مخلوق حق است و زن گذشته از آنکه مظهر قبول و انفعال الهی است، مظهر فعل و تأثیر الهی نیز هست؛ چون در مرد تصرف می کند و آن را مجذوب خویش قرار داده و محبّ خود می سازد و این تصرّف و تأثیر، نموداری از فاعلیت خداست. از این جهت، زن کامل تر از مرد است. اگر مرد بخواهد خدا را در مظهریّت خود مشاهده کند شهود او کامل نیست، ولی اگر بخواهد خدا را در مظهریّت زن بنگرد، شهود او به کمال و تمام می رسد. لذا، زن محبوب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفته و در حدیث معروف فرمود: “از دنیای شما زن و بوی خوش محبوب من قرار داده شد و نور چشم من در نماز است.” البته منظور از “محبت” در این بحث، حبّ الهی است و نه شهوت حیوانی.»
جمال الهی در جمال زن تبلور یافته است، آن هم زنی که عالم به او افتخار دارد و چون خورشیدی بر تارک اسلامی می درخشد؛ زنی که در مقابل همه مردان است؛ نمونه انسانی که تمام هویّت انسانی در او جلوه گر است؛ عنصر تابناکی که زیربنای فضیلت های انسانی و ارزش های والای خلیفة اللهی در جهان است؛ زنی که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است؛ زنی که بر حسب حدیث، مصداق بارز «لیلة القدر» مبارکه است.
فاطمه زهرا علیهاالسلام یک زن ملکوتی، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، موجودی ملکوتی که در عالم به صورت انسان ظاهر شده، موجودی الهی جبروتی که در صورت یک زن ظاهر شده، تمام هویّت های کمالی که در انسان متصورند و در زن تصور دارند، همه در وجود اوست. تمام ویژگی های انبیا در اوست. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود. جمعند. زنی که هر کس با هر بینشی درباره او گفتاری دارد و از عهده ستایش او برنیاید.

 

زن از نگاه مولانا

ملای روم در جغرافیای زمینی و زمانی خاصی زندگی می کرد که همه گرایش ها، منش ها و خوی های عالی انسانی پایمال سم ستوران جهل و جور و فساد شده و مغولان همه چیز را نابود کرده اند. در چنین شرایطی انسان فرزانه و فرهیخته ای چون جلال الدین بلخی فرصتی یافته است تا از عالی ترین مبانی جامعه بشری سخنی بگوید و بر کرسی اصلاح تکیه زند و بی هراس از تکفیر و تفسیق روسای عوام درخصوص موضوع بسیار مهم، با ارزش و فراموش شده "زن" سخن بگوید.

با اندکی گذر و گذار در آثار ادبی پیش و پس از مولوی با تعابیر شگفت آوری از زن برمی خوریم، اما شاید تنها کسی که توانسته حق مطلب را ادا کند، مولوی است. او مودبانه و با زبانی نرم، عالی ترین تعابیر را از زن در مثنوی آورده و عادلانه آنچه که زیبنده و سزاوار است در مورد زن تعبیر و تفسیر کرده است. البته این مطلب اساسی و مهم را باید یادآور شد که در اندیشه ها و نگاشته های مولانا و بویژه مثنوی که بیشتر مورد نظر ماست به دو گونه اشعار که گاه به ظاهر نقیض یکدیگرند برخورد می کنیم که باید با تأمل به آنها نگریسته شود. در جاهای مختلف مثنوی معنوی تعابیری از مولانا دیده می شود که خواننده تردید می کند و می گوید آیا ممکن است انسان دانا و اندیشه وری بزرگ همچون مولانا چنین تعبیرهای زننده ای از زن کرده باشد و این گونه زن را در پایین ترین جایگاه های انسانی جای داده باشد و در جاهای دیگر مثنوی دیده می شود که عالی ترین تعابیر را از زن بیان می کند و او را در اوج عظمت انسانی قرار می دهد و تا نزد خدا او را بالا می برد. اگر در جایی از مثنوی دیده می شود که زن مظهر کم خردی و بی ظرفیتی و وسوسه گری و ناتوانی و نماد نفس اماره بالسوء تعریف شده، نشانگر این است که در آن زمان که مولانا در آن عصر می زیسته این گونه به زن می نگریسته اند. وقتی انسان منزلت عالی الهی خود را در جامعه ای ندانسته باشد و به طور کلی کرامت انسانی او را پایمال کرده باشند و مشتی بی تعهد و فرصت طلب، مسلط بر جان، مال و ناموس مردمان شده باشند، زن که سهل است، مردان نیز منزلت خود را درنمی یابند.

تعابیری که در مثنوی آمده، ترسیم تمثیل گونه ای از وضعیت انسان در جغرافیای زمانی و زمینی مولاناست و بیانگر اوضاع فرهنگی عصر اوست و حضرت مولانا با دقت تمام همچون نقاشی چیره دست تصویر انسان ها و بویژه زن را به خوبی می نمایاند. اما آنجا که بناست شخصیت اصلی عنصر انسان و بخصوص زن را نشان دهد، نگاه پیر بلخ آن چنان کریمانه و بزرگوارانه است که کمتر کسی از شاعران و ادیبان و عارفان چنین تعابیری از زن در آثار علمی و ادبی خود آورده اند. نجم الدین رازی معروف به دایه در "مرصادالعباد" می نویسد: "همچنان که اطفال را به چیزهای رنگین، آواز زنگله، نقل و میوه مشغول کنند، آدم را به معلمی ملایکه و سجود ایشان و بردن به آسمان ها و بر منبرکردن و گرد آسمان ها گردانیدن و آن قصه های معروف که گفته اند مشغول می کردند، تا باشد که قدری نایره آتش اشتیاق او به جمال حضرت تسکین پذیرد و با چیزی دیگر انس گیرد و آن وحشت از وی زایل شود. او به زبان حال می گفت:

هرگز نشود ای بت بگزیده من مهرت ز دل و خیالت از دیده من

گر از پس مرگِ من بجویی، یابی مهر تو در استخوان پوسیده من

(یمین اصفهانی)

خطاب می رسید که ای آدم در بهشت رو، و ساکن بنشین و چنان که خواهی می خور، و می خسب و با هر که خواهی انس گیر، "یا آدُم اسکُن اَنتَ وُ زوجکُ الجُنَه و کُلا مِنها رغداً حُیث شِیتُما" (بقره:35) هر چند می گفتند، او می گفت:

حاشا که دلم از تو جدا دانَد شد یا با کس دیگر آشنا دانَد شد

از مهر تو بگلسد که را دارد دوست وز کوی تو بگذرد کجا داند شد؟

چون وحشت آدم هیچ کم نمی شد و با کس انس نمی گرفت، هم از نفس او حوا را بیافرید و در کنار او نهاد تا با جنس خویش انس گیرد "و جُعُلَ مِنها زَوجُها لِیُسکن اِلَیها." (اعراف: 188)

آدم چون در جمال حوا نگریست، پرتو جمال حق دید بر مشاهده حوا ظاهر شده، که "کُلُ جُمیلٍ مِن جُمال الله" ذوق آن جمال بازیافت. گفت:

ای گل! تو به روی دلربایی مانی وی می تو ز یار من به جایی مانی

وی بخت ستیزه کار، هر دم با من بیگانه تری، به آشنایی مانی(2)

تعبیر نجم الدین رازی بسیار جالب و تأمل برانگیز است.

شادروان نیکلسون در شرح دو بیت که در آغاز مقاله آورده شد، از دفتر اول مثنوی، گفته نجم الدین را آورده و می گوید: "زن عالی ترین مثل زیبایی خاکی است، اما زیبایی خاکی هیچ نیست جز آن که تجلی و بازتابی است از صفات الهی آنچه معشوق است صورت نیست آن."

خواه عشق این جهان، خواه آن جهان(3) (دفتر دوم)

پایان قرن ششم و آغاز قرن هفتم در تاریخ ایران، برهه ای بسیار مهم اما بسیار پرآشوب و فتنه است. ایران و اسلام در آن روزگار به لحاظ مرزی بسیار پیشرفته بود. حاکمان بی لیاقت و سلطه گر از دامنه کوه های هندوکش تا رود جیحون، دریاچه آرال، سواحل خزر، قفقاز، آسیای صغیر، تمام شمال آفریقا، عربستان و پاره ای از جنوب اسپانیا سلطه خود را گسترده بودند؛ همه این سرزمین های پهناور در زیر بیرق اسلام گرد آمده بود، اما درگیری های بین فرمانروایان سلسله های گوناگون، آسایش را از مردم سلب کرده بود. خوارزمشاهیان بر بیشتر سرزمین ها تسلط داشتند. پایتخت آنان خوارزم در ساحل جیحون و در جنوب آرال بود، اما حکومت های محلی دیگر چون اتابکان در آذربایجان و سلغریان در فارس و فرمانروایان هزار اسبی در لرستان حکومت می کردند. این دوره از نظر علوم، فلسفه، ادب و تصوف دوره ای بس درخشان است، اما از نگاه اجتماعی، تباهی و انحطاط اخلاقی و اختلافات فرقه ای میان نحله های اهل سنت، جماعت، شیعه، فلاسفه و متصوفه در اعلی درجه و از همه مهم تر از اواخر قرن پنجم تاخت و تاز صلیبیان به مرزهای غربی بلاد اسلام دروازه های فتنه و بلا را به روی مسلمانان باز کرده بود و اما در قرن بعد یعنی قرن ششم، هجوم تاتار سرزمین ایزدی ما را غرق پریشانی و ناامنی کرده بود. باید پذیرفت که از این بادهای سرد و سموم که بر صحنه بوستان ایران زمین وزیدن گرفته بود، نجم الدین رازی یا بعد از او ملای روم تولد یافتند و درخشیدند.

آیا می شود گفت که کسی بتواند در مورد زن که حتی تا همین امروز موضوعی فراموش شده به حساب می آید، مطلبی مهم و اساسی نگاشته با بنگارد؟ در چنین وضعیت هولناکی مثنوی معنوی به رشته نگارش درآمده است. مولانا تک ستاره ای است که در آسمان ادب و فرهنگ ایران درخشیده و دیدگاه او پیرامون "زن" قابل توجه است:

"زُین للناس" حق آراسته ست زآنچه حق آراست، چون دانند جست؟(4)

چون پی "یُسکُن الیها"ش آفرید کی تواند آدم از حوا برید؟

رستم زال ار بوُد، از حمزه بیش هست در فرمان اسیر زال خویش

آن که عالم بنده گفتش بدی "کلمینی یا حمیرا" می زدی(5)

(دفتر اول)

باز در پیرامون این ابیات نیکلسون در شرح خود می نگارد که:

"این جرعه جمال الهی آمیخته به خاک عشق آمیز است که شب و روز به صد دل آن را می بوسی."

جرعه حسنِ است اندر خاکِ گش                که به صد دل روز و شب می بوسی اش

(دفتر اول)

می افزاید: که چون ابلیس از حق تعالی خواست تا وسیله ای بهر اغوا و وسوسه نفس به او بخشد که خلایق تاب مقاومت در برابرش نیاورند، حق تعالی زیبایی زن را به او وانمود و ابلیس از تجلی شکوه الهی مبهوت شد (البته باید توجه داشت که این همه مطالب در پیرامون داستان زیبای آدم در قرآن کریم جنبه تمثیلی و نمادین دارد و معمولاً در بیشتر متون دینی به صورت سمبولیک بیان شده و تعبیرات اسطوره ای و میتولوژیک مورد استحسان مفسران و معبران گشته است و این بسیار دقیق است. نگارنده)

گوییا حق تافت از پرده رقیق.... شاعر حجاب صورت را کنار می زند و جمال ازلی حق را که الهام بخش و معشوق همه عشاق است، در زن مشاهده می کند و او را به اعتبار اصل خلقت او واسطه ای می بیند؛ به مفهوم حقیقی کلمه که جمال قدیم الهی خود را در او متجلی می سازد و به فعالیت خلاقه می پردازد، زن، از این دیدگاه کانونی است بهر تجلی الهی و می توان او را با قدرت حیات بخش فروغ او یگانه دانست.(6)

مترجم دانشمند شرح مثنوی، نیکلسون مطلبی را از شرح ولی محمد اکبرآبادی که از شارحان مهم مثنوی است، نقل می کند که "باید دانست که شهود حق سبحانه، مجرد از مواد ممکن نیست و شهود او در ماده انسانی کامل تر است از شهود او در غیر انسانی و در افراد انسان شهود او در زن کامل تر است از شهود او در مرد، زیرا که شهود حق یا به صفت فاعلیت است یا به صفت منفعلیت یا به حسب هر دو که هم فاعل باشد و هم منفعل. پس مرد وقتی که مشاهده کرد حق را در ذات خود، از حیثیتی که ظهور زن از مرد است، مشاهده کرد حق را در فاعل، و وقتی که مشاهده کرد حق را در ذات خود، بی ملاحظه ظهور زن از خویش، مشاهده کرد حق را در منفعل چرا که وی منفعل است از حق بلاواسطه که مخلوق اوست و وقتی که مشاهده کرد حق را در زن، پس مشاهده کرد در فاعل و منفعل هر دو و فاعلیت حق در صورت زن از آن است که در این مظهر تصرف می کند در نفس مرد تصرف کلی، و می گرداند مرد را منقاد و محب خود و انفعالیت حق در مظهر زن آن است که حق در این مظهر محل تصرف مرد است و محکوم امر و نهی اوست، پس شهود شخص، حق را در زن مشاهده حق است در صورت فاعلیت و منفعلیت هر دو، پس کامل تر باشد از شهود در جمیع مظاهر؛ و همین است غرض حضرت مولوی از این مصراع که "خالق است آن گوییا مخلوق نیست" چه ذات حق سبحانه صاحب هر دو صفت فعلی و انفعالی است و زن مظهر این هر دو، پس خالق باشد نه مخلوق."(7)

اکبرآبادی اظهار می دارد که بخش اصلی این تفصیل از شرح داود قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی گرفته شده است و شخص ابن عربی مسیول آن نیست، اما با مراجعه به فصوص عکس این مطلب روشن می شود. او در ادامه سخن خود چنین استدلال می کند که زن به تنهایی این دو وجه آفرینش را در خود جمع دارد، حال آن که مرد تنها یکی از این دو وجه را داراست. مرد در امر ایجاد و تکوین فاعل است و بس و زن هم فاعل است و هم منفعل (منفعل از جهت آبستن شدن و فاعل از جهت رشد دادن و پروریدن جنین) در تمام این مطالب غرض اصلی مولانا جلال الدین ـ که در آن، جای هیچ شبهه ای نیست ـ حرکت و عمل طبیعی و جسمی زن نیست، بلکه مراد او خوی های الهی ذاتی و روحانی نهفته در وجود اوست که در مرد عشق می آفریند و او را سبب می شود تا در طلب وصال، با معشوق حقیقی برخیزد.(8)

مولوی کلاً نسبت به زن نظری بسیار کریمانه و با احترام داشت، با سخت گیری های متعصبانه ای که در زمان او معمول بود. کاملاً مخالف بود. او به کرامت ذاتی انسان و بخصوص زنان می اندیشید. در کتاب خود "فیه ما فیه" آورده است که "هرچند زن را امر کنی که پنهان شو، ورا دغدغه خود را نمودن بیشتر شود و خلق را نهان شدن او رغبت به آن زن بیش گردد، پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی و نکنی. او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن. فارغ باش و تشویش مخور. و اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع، جز رغبت را افزون نمی کند علی الحقیقه."(9) مولوی هشدار می دهد که سخت گیری بخصوص در مورد زنان آن قدر ناپسند است که درنهایت آثار بس مخرب و منفی به بار خواهد آورد و مفسده ای جبران ناپذیر.

در داستان قلعه ذات الصور که بس طولانی و بسیار پرمطلب است، مولوی صراحتاً می گوید هشیار باشید که هوا و هوس شما را به بیراهه نکشاند که به بدبختی ابدی دچار خواهید شد.

هین مبادا که هوستان ره زند که فتید اندر شقاوت تا ابد

از خطر پرهیز آمد مفترض بشنوید از من حدیث بی غرض

در فرج جویی خرد سر تیز به از کمینگاه بلا پرهیز به

گر نمی گفت این سخن را آن پدر ور نمی فرمود: "زان قلعه حذر"

خود بدان قلعه نمی شد خیلشان خود نمی افتاد آن سو میلشان

کان نَبد معروف، بس مهجور بود از قلاع و از مناهج دور بود

چون بکرد آن منع دلشان زان مقال در هوس افتاد و در کوی خیال

رغبتی زین منع در دلشان بِرست که بباید سِر آن را باز جست

کیست کز ممنوع گردد ممتنع چون که "الانسان حریص ما منع"(10)

نهی بر اهل تُقا تبغیض شد نهی بر اهل هوا تحریض شد

(دفتر ششم)

داستان های شنیدنی و خواندنی بسیار در مثنوی است که نشان می دهد تعصب و سخت گیری ـ بخصوص نسبت به زنان ـ چه اندازه زیان بخش و تخریب گر و جبران ناپذیر است. مولانا ـ بنا به آنچه روایت کرده اند ـ بسیار بزرگوار و آزاده بود و نسبت به همه انسان ها نگاهی احترام آمیز داشت و بویژه نسبت به زنان بسیار احترام می کرد. محمد افلاکی نقل می کند هنگامی که جلال الدین بلخی در پاره ای از مجالس زنان حضور پیدا می کرد، زنان سر تا پای او را گلباران می کردند. افلاکی می افزاید که زنی بود گرجی خاتون نام که از مریدان مشتاق مولانا بود که به نقاشی چیره دست فرموده بود تا تصویر مولوی را برای او نقاشی کند تا پیوسته همراه او باشد، زیرا که تاب دوری مولانا را نداشت.

 


 
مادر بودن ، مادری که بهشت زیر پایش است !
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ : توسط : منیر پشمی

چیزهای مختلفی باعث شد تا بیایم یک پست بنویسم درباره مادر بودن . اینکه چقدر وظیفه یک مادر سنگین است و چقدر می تواند درست عمل کند یا نکند . مادر بودن یعنی پرورش و رشد یک یا چند انسان . یعنی تربیت کردن ، یعنی تیمار کردن ، یعنی بزرگ کردن ، یعنی به جایی رساندن  فرزند که بتواند به عنوان یک انسان بزرگ، خود مسئولیت دیگران را برعهده بگیرد.

پستی در وبلاگ گذاشته بودم تحت عنوان " زن بودن و مقتضیاتش " ، به دل خیلی ها نشسته بود و حتی در کامنتهای خصوصی و ایمیل ها ، حرفها داشتند درباره این پست. یکی از دوستان اینترنتی دارد بر روی موضوع زنان و مادران شاغل کار می کند و نظرم را خواسته بود درباره این زنان و مادران و جایگاهشان. از آن طرف خودم به عنوان مادر دو فرزند 4 و 8 ساله مدام با همین مسائل درگیرم . با مسائل رشد و تربیت کودک ، اینکه آیا به عنوان یک مادر وظیفه خودم را خوب انجام می دهم ؟!

 امروز در مدرسه پسرم جلسه ای بود ، از همین ها که مشاورین را می آورند و درباره تربیت کودکان حرف می زنند . هروقت به این جلسات می روم ، حرفهای خوبی می شنوم ! حرفهایی که برای تربیت کودکان واقعا لازم است ، حرفهایی که عمل کردن و اجرایی کردنشان کمی سخت است ولی حیاتی است. این مشاور همیشه تاکید می کند که وظیفه اصلی شما به عنوان مادر ، " تربیت کردن فرزندان " است. نه غذا پختن و لباس شستن و سرویس دادن به اعضای خانواده . یعنی اول تربیت و و بعد چیزهای دیگر . یعنی اول اولویت بدهید به مغز کودکانتان و بعد به وضع لباسشان . اول تربیت و بعد وقت گذاشتن برای کارهای دیگر. چقدر تاکید می کند که اوقاتی را داشته باشید برای بازی با کودکانتان . آنها را همینطور پای تلویزیون و کامپیوتر رها نکنید ، به جای اینکه شما آنها را تربیت کنید ، این فیلم ها و سی دی ها و بازیهای کامپیوتری است که دارند اثر خودشان را می گذارند ، لحظاتی را بگذارید که شش دانگ در اختیار فرزندتان باشید که به حرفهایش گوش دهید ، که تربیتش کنید ، که بازی کنید و درحین بازی نکاتی را به او یاد دهید . چقدر تاکید می کند که دانشگاه رفتن بچه ها آنقدر مهم نیست که توانمند شدنشان ، که توانایی حل مسئله پیدا کنند ، که اگر مشکلی برایشان پیش آمد ، بتوانند از پس حل مشکلشان بر بیایند و من با این حرفش کاملا موافقم.

بچه های ما در این چند سال اخیر خیلی دارند لوس و بی دست و پا بار می آیند ، خیلی داریم حمایتشان می کنیم ، نحوه زندگی کردن را یادشان نمی دهیم . خود ما در سنین زیر دبستان خرید نان و شیر و برخی از ملزومات خانه بر عهده مان بود ، نانوایی و بقالی محله نزدیکمان بود و بدون گذشتن از خیابان با بچه های همسایه می توانستیم برویم خرید . ولی حالا بچه های ما این کارها را بلد نیستند ، همه اش می ترسیم ، اجازه نمی دهیم بدون ما جایی بروند . ما مسیر خانه تا دبستان را با پای پیاده می رفتیم ، حتی از خیابان هم رد می شدیم ، تنها یا با بچه های همسایه و هم کلاسی ، ولی بچه های حالا یک کوچه هم پیاده نمی روند ، همه اش یا سرویس دارند و یا پدر و مادر در اختیارشان هستند. من به عنوان یک دختر از سنین اواخر دبستان و اوایل راهنمایی کم کم پخت و پز را یاد گرفتم ، گاه مادرم به مسافرت می رفت و مسئولیت کل خانه و خواهر برادران کوچک تر را هم بر عهده ام می گذاشت و این بود که خودساخته بار آمدم . حالا دختران لیسانس هم می گیرند ولی یک برنج ساده را بلد نیستند بپزند . یعنی کارهای خودشان را هم نمی توانند راه بیندازند چه رسد مسئولیت خانه و خانواده . این است که می بینم واقعا مسئولیت مادرها خیلی سخت است . خیلی باید حواسشان به همه چیز باشد . مادر بودن یک کار تمام وقت است. واقعا تمام وقت ، یعنی حتی شب تا صبح هم باید حواست به فرزندانت باشد ، به بچه شیر خواره ات ، به فرزندی که مریض است ، به او که سرفه می کند ، به او که باید دارو بخورد ، به او که پتویش کنار رفته است ... و در هر سنی فرزندان به یکجور مراقبت و رسیدگی احتیاج دارند .

به عنوان یک زن تحصیلکرده و خانه دار ،بارها و بارها به این مسائل فکر کردم ، به اینکه اولویت را به خانه و فرزندانم بدهم یا به کار و فعالیت اجتماعی ؟! همین سال گذشته که فعالیتهایی در دانشگاه داشتم یک روز برای کاری به دفتر رئیس دانشگاه رفتم و در مدتی که منتظر بودم با خانمی که کارمند دانشگاه و مسئول دفتر رئیس دانشگاه بود هم صحبت شدم. اتفاقا موضوع صحبت همین کار و اشتغال زنان و ساعات طولانی کار در دانشگاه بود . این کارمند که حدود 23 سال سابقه کار در دانشگاه داشت و مادر دو فرزند بود چقدر دلش پر بود ، چقدر ناراحت بود که بچه هایش از دستش رفته اند ، یعنی موفق نبوده اند . می گفت صبح هوا تاریک است که به دانشگاه می آید و عصرهای پاییز و زمستان هوا تاریک است که به خانه بر می گردد و چون در دفتر رئیس دانشگاه کار می کند ، گاه که جلسات طول می کشد حتی باید ساعات بیشتری را در دانشگاه بماند. گفت که پسرش واقعا از دستش رفته و دچار مشکلاتی شده و حتی نتوانسته دیپلم بگیرد ، دخترش مشکلات روحی و عصبی پیدا کرده ، ناراحت بود که نتوانسته انچنان که می خواسته برای فرزندانش وقت بگذارد و تربیتشان کند . می گفت حقوق و درآمدش بیشتر از همسرش بوده و برای همین بیشتر بار مالی خانواده بر دوش او بوده ، این بوده که همیشه حیفش آمده کارش را رها کند و نتیجه اش را حالا می دید ، همان که مشاور می گفت ، بچه هایش را از لحاظ مالی و ملزومات زندگی حمایت کرده بود ولی از لحاظ روحی و تربیتی و فکری نه !!  همان روز بود که فکر کردم بیشتر وقتم را برای بچه هایم بگذارم ، که صبح تا شب را بیرون از خانه سپری نکنم ، که بگذارم بچه ها با خیال راحت حضور مادرشان را داشته باشند ، اینکه دختر مهدکودکی ام گاهی روزها راحت تا ساعت 9 صبح بخوابد و بعد به مهد برود ، اینکه ظهر که به خانه می آیند نگران نبود مادر نباشند ، که غذا گرم و آماده باشد ، که راحت بتوانند بازی شان را بکنند ، که گاهی روزها بچه های خواهرم که هم سن اینها هستند بیایند و چندین ساعت با هم بازی کنند ، ریخت و پاش کنند ، لذت کودکی شان را تمام و کمال ببرند ، که گاه با کمک خود بچه ها اتاقشان را مرتب کنیم ، تغییر دکوراسیون بدهیم ، و بچه ها چقدر خوششان می آید ... و اینجوری است که فکر می کنم رضایت بیشتری از زندگی دارم ، اینکه گاه به کتابخانه بروم و سه تا کتاب برای خودم و سه تا کتاب برای بچه هایم از کتابخانه امانت بگیرم ، اینکه عصرها کمی به تکالیف و مسائل آموزشی بچه ها برسم ، کمی خودم مطالعه کنم و کمی برای بچه ها کتاب بخوانم. اگر شاغل بودم فکر نمی کنم وقت برای این کارها داشتم، اگر شاغل بودم احتمالاوقتی برای مطالعه و وبلاگ نویسی نداشتم. من به غیر از این وبلاگ ، وبلاگ دیگری هم دارم که با اسم مستعار و قطعات ادبی در آن می نویسم و فعال تر از اینجاست . این است که از زندگی ام لذت می برم بدون اینکه شاغل باشم و بخواهم به خودم و بچه ها و همسرم فشار وارد شود . همسرم هم کارمند است و درآمدش اینقدری هست که خدا را شکر زندگی بگذرد...

 پس این است که گاه باید خوب فکر کنیم به زندگی مان ، ببینیم چطوری لذت و آرامش بیشتری در زندگی احساس خواهیم کرد ؟! گاه خیلی می دویم ، تجملات زندگی مان را زیاد می کنیم ، ماشینمان مدل بالاتر می شود ، خانه مان بزرگ تر ... ولی آن لذتی را که باید ببریم ، نمی بریم . چرا ؟! چون اصل زندگی را گم کرده ایم . باز می خواهم تاکید کنم این روزها مردم اصل زندگی را گم کرده اند ، الکی می دوند ، خوشبختی کنارشان است ، ولی او را گم کرده اند و در به در به دنبالش می گردند...زندگی شاید همان لحظات نابی باشد که با همسر و فرزندانمان در حال میوه خوردن هستیم و به شیطنتهای بچه ها می خندیم ، زندگی همان لحظاتی است که بچه مان تازه راه رفتن را یاد گرفته است و با ذوق او را در آغوش می کشیم...

 پس می خواهم مادر باشم ، مادری که بهشت زیر پایش است و آن هم به خاطر عشقی که به فرزندانش می ورزد ، به وقتی و عمری که برای فرزندانش می گذارد ، به عشقی که در دل فرزندانش می کارد ، به روح بزرگی که در فرزندانش می دمد ، به بزرگی و توانمندی هایشان ، به رستگاری شان ، به دل با یار داشتن و سر در کار داشتن ...    


 
شب یلدا
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱ : توسط : منیر پشمی

اون روزا که ما بچه بودیم ، خبری از شب یلدا نبود ، اینجوری مد نبود ، اینجوری تجملاتی نبود ، اون روزایی که جنگ بود ، اون روزایی که سازندگی بود ، اون روزایی که مردم ساده بودند ، اگه هم شب یلدایی بود ، به همون هندونه اش بود و انار ، اینکه باباها هندونه ای بخرند و توی اون شب خورده بشه ... به هر حال شب یلداها رو زیاد به خاطر ندارم ... شب یلدا رو از زمانی به یاد دارم که دانشجو بودم ، اواخر دهه هفتاد ، یعنی حدود 14 سال پیش ، اون سال ،سال اول دانشجویی مون بود و چه حال و هوایی داشت اون شب یلدای سرد و برفی توی خوابگاه ، هر اتاقی یه مدل شب یلدا رو جشن گرفته بودند ، هر کدوم یه چیزایی خریده بودند و یه مدلی تزیین کرده بودند ، البته ارزون و مناسب و دانشجویی ، وجه مشترک همه شون یه هندونه و چند تا بسته پفک ! و البته احتمالا سیب و پرتقالی و دیگه بسته به بودجه بچه هایی که دور هم بودند ... قشنگترین و زیباترین و فانتزی ترین سفره شب یلدا رو بچه های هنری خوابگاه داشتند ، چقدر جالب بود ، چقدر اون شب توی خوابگاه هیاهو بود ، بالاخره ساعاتی بعد از نیمه شب مسئولین خوابگاه مجبور شدند بیایند و به همه تذکر بدهند که دیگه مراسم شب یلدا رو تموم کنند و بخوابند !!! و باز هم تا ساعتی بعد صدای خنده ریز و شیطنت بچه ها از اتاقها به گوش می رسید ، صداهایی که سعی می کردند آروم باشند تا مزاحم دیگران نشوند و احتمالا توبیخ نشوند !!!

یادش به خیر ... هیچی بهتر از اون شب یلداهای صمیمی و بی غل و غش نمیشه ، شبهایی که از ته دل می خندیدیم و از خندیدن زیاد ماهیچه های صورتمون درد می گرفت و از چشمهامون اشک سرازیر می شد ... به جرات می تونم بگم که دیگه سالهاست اونجوری نخندیدم ...

برای همه بچه هایی که ورودی مهر 76 دانشگاه الزهرا بودند روزای خوبی آرزو می کنم و امیدوارم هر جا که هستند شاد باشند و سالم ...


 
اگر عشق نبود ...
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۸ : توسط : منیر پشمی

اون سالهای دور ، عشق کتاب بودم ، عشق شعر ... یعنی مدام کتابی داشتم در دست خواندن و شعرهایی ... و بعد ، بعدها که مامان شدم ، بعدها که کمی از شور و شوق جوانی و سبکباری داشتم فاصله می گرفتم ، روزهایی که زن بودن و مادر بودن و دانشجوی ارشد بودن و خانه داری کردن و خیلی چیزهایی از این دست گرفتارم می کرد ، فاصله گرفته بودم از شعر ، از رمان های خوب ، از کتابهایی که روح زندگی را در ما زنده می کرد ، کتابهایی که عاشقمان می کرد ... و بعد دوباره خودم را یافتم ، دوباره برگشتم به آن تجربه های خوب ، به اینکه وقتهایی داشته باشم برای شعر خواندن ، برای عاشقانه نوشتن ، به اینکه زندگی را ، روح را ، پاییز را ، همه چیزهای خوب را حس کنم و اینه که روزهای خوبی را پشت سر می گذارم ، روزهایی زیبا ... روزهایی که با خواندن یک کتاب خوب چه سرشار می شوی ... از فهمیدنش ... از کشف کردن نکاتی که شاید سالها به دنبالش بوده ای ... اینکه جواب خیلی از سوالهای دور و درازت را بگیری ... همه چیز خوب است ...

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود

از آینه‌ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

" قیصر امین پور "


 
تستهای حقوق زن ( کارشناسی ارشد مطالعات زنان ) -قسمت دوم (نفقه و مهریه)
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٢ : توسط : منیر پشمی

تستهای بخش دوم :

 

1-    در صورت اجتماع اشخاص واجب النفقه ، چه کسی مقدم است؟(آزمون 1387)

1)    پدر               2) مادر               3) زوجه             4) فرزند

 

2-    در کدام مورد نفقه ایام عده بر عهده شوهر است ؟(آزمون 1387)

1)    فوت شوهر     2)طلاق زن حامله    3) طلاق در حال نشوز   4) طلاق قبل از نزدیکی

 

3-    کدام زن مستحق نفقه نیست؟(آزمون 1387)

1)    زنی که در زمان طلاق حامله است            2) زنی که در عده وفات است

3)زنی که از حق حبس استفاده می کند 4)  زنی که به دلیل خوف ضرر جانی منزل را ترک کرده است.

4-    در کدام مورد مهریه قابل پرداخت به نرخ روز است؟ (آزمون 1387)

1)    وجه رایج یا سکه یا هر مال دیگری باشد.    2) در عقد پیش بینی شده باشد.

3)در صورت تقاضای زوجه                         4) فقط وجه رایج باشد.

 

5-    شرط تعلق مهرالمتعه قبل از نزدیکی آن است که .... (آزمون 1387)

1)    زن نکاح را فسخ نماید                                2) طلاق به تقاضای زن واقع شود.

3)یکی از زوجین فوت کرده باشد                       4) مرد زن خود را طلاق داده باشد.

 

6-    در صورت بذل مدت قبل از نزدیکی ..... (آزمون 1387)

1)    بذل صحیح نمی باشد                              2) تمام مهریه ساقط می شود.

3)تمام مهریه به زن تعلق می گیرد.                4) زن مستحق نصف مهریه است.

 

7-    در صورت جهل زن به مهریه در طلاق منقطع .... (آزمون 1387)

1)    نکاح باطل می شود.                                2) نکاح منفسخ می شود.

3)مهریه ساقط می شود ولی نکاح صحیح است.  4) زن می تواند عقد را فسخ کند.

8- چه زمانی زن مالک مهر می شود و چه موقع می تواند آن رامطالبه کند ؟ (آزمون1381)

1) به مجرد عقد –به مجرد عقد

2) به مجرد عقد – در صورت وقوع طلاق

3) به مجرد عقد –پس از انجام وظایف زناشوئی

4) به مجرد عقد –در صورت وقوع طلاق به در خواست مرد

 

9-فلسفه مهر دراسلام چیست ؟ (آزمون1381)

1) مالی است که در مقابل بهره اقتصادی مرد از زن ،به اوپرداخت می شود.

2) مالی است که در مقابل انجام وظایف زناشوئی به زن پرداخت می شود.

3) هدیه ای است که به منظورنشان دادن علاقه راستین مرد به زن داده

می شود.

4) وثیقه ای است که به منظور استحکام زندگی مشترک، در اختیار زن گذاشته می شود.

 

10- در صورتی که میزان مهر در عقد ذکر نشده باشد وشوهر قبل از نزدیکی وتعیین مهر،زن خود راطلاق دهد ،کدام یک از انواع مهر مصداق پیدا می کند ؟ (آزمون1382)

1) مهرالمثل        2) مهرالمتعه          3) مهرالمسمی            4) هیچ کدام

 

11- در صورت فوت شوهر : (آزمون1382)

1) حق زن در مطالبه مهریه ساقط می شود.

2) تمام مهریه زن قابل تادیه از ماترک شوهر است.

3) مطالبه مهریه موکول به اخذ رضایت از بقیه وراث است.

4) فقط آن مقدار از مهریه  قابل  مطالبه است که مازاد بر ثلث دارایی شوهر نباشد.

 

12) مهریه را به آن جهت صداق نامیده اند که : (آزمون1382)

1) دلیل صداقت وراستگوئی است.

2) موجب ایجاد مهر ومحبت است.

3) نشانه راستین بودن علاقه مرد نسبت به زن است.

4) علامت ایمان واعتقاد مرد به جهان آخرت است.

 

13- در صورتی که زن حق تعیین مهریه را داشته باشد: (آزمون1382)

1) نمی تواند بیش از مهرالمثل تعیین کند.

2) می تواند هرچه بخواهد تعیین کند.

3) دادن چنین اختیاری به زن خلاف مقتضای عقد نکاح است.

4) دادن چنین اختیاری به زن فقط درنکاح منقطع جایز است.

 

14- آیه شریفه "فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضه " راجع به چیست ؟ (آزمون1382)

1) لزوم پرداخت اجرت به کنیزان       2) لزوم پرداخت مهر درنکاح دائم

3) لزوم پرداخت مهر درنکاح موقت    4) لزوم پرداخت اجرت المثل به زنان                                                      درقبال کارهای منزل.

 15- هر گاه مهر در عقد ذکر نشده باشد ،وبیش از تراضی بر مقدار مهر ،نزدیکی صورت گیرد زن مستحق چه خواهد بود ؟ (آزمون1382)

1)مهرالمثل                       2) مهرالمتعه

3) مهرالمسمی                   4) به علت بطلان نکاح زن مستحق چیزی                                                         نخواهد بود.                                   

16- در صورتی که مهریه وجه رایج باشد ،نحوه محاسبه آن چگونه است؟ (آزمون1383)

1) متوسط بها در سال قبل ،تقسیم برمتوسط بها درسال وقوع عقد ،ضرب در مهریه وندرج در عقدنامه.

2) متوسط بها در سال وقوع عقد ،تقسیم برمتوسط بها درسال قبل،ضرب در مهریه وندرج در عقدنامه.

3) متوسط بها در سال قبل ، ضرب در مهریه مندرج در عقدنامه ،تقسیم برمتوسط بها درسال وقوع عقد ،ضرب در سنوات زندگی مشترک.

4) متوسط بها در سال وقوع عقد ،ضرب درسنوات زندگی مشترک ،تقسیم برمتوسط بها درسال قبل ،ضرب در مهریه مندرج در عقدنامه.

 

17- در کدام یک از موارد زیر زن مستحق دریافت مهرالمتعه است؟ (آزمون1383)

1) وقوع طلاق قبل از نزدیکی         2) فسخ نکاح قبل از تعیین مهریه

3)فوت شوهر قبل از پرداخت مهریه  4)وقوع طلاق قبل از تعیین مهریه وقبل                                                    ازنزدیکی

 

18- تکلیف مهریه در صورت فسخ نکاح چه خواهد بود ؟ (آزمون1383)

1) قبل از نزدیکی فقط نیمی از مهریه به زن تعلق می گیرد.

2) اگر نزدیکی واقع شده باشد ،تمام مهریه به زن تعلق می گیرد.

3)فسخ نکاح موجب سقوط مهریه است وزن هیچ حقی ندارد.

4) اگر نزدیکی صورت گرفته باشد،زن مستحق دریافت نیمی از مهریه است.

 

19- طبق قانون مدنی درصورت استنکاف یا عجز شوهر از دادن نفقه زن ، دادگاه: (آزمون1381)

1) شوهر را به دادن نفقه الزام می کند ،اما نمی تواند او را اجبار به طلاق کند.

2) شش ماه برای نفقه به مرد مهلت می دهد ودرصورت عدم اقبال ،زن راطلاق می دهد.

3) شوهر را به دادن نفقه الزام می کند ،ودرصورت عدم امکان می تواند اورا اجبار به طلاق کند.

4) شش ماه برای دادن نفقه به مرد می دهد ودرصورت عدم اقدام ،او را اجبار به طلاق می کند.

 

20- زنی که از شوهر خود تمکین نمی کند: (آزمون1381)

1) حق مطالبه نفقه ندارد.              2) حق مطالبه مهریه ندارد.

3) حق مطالبه نفقه ومهریه  ندارد.   4)حق ندارد بعد از فوت شوهر مطالبه کند.

 

21- ملاک نفقه زن جیست؟ (آزمون1382)

1) نیاز مالی زن                                 

2) وضعیت زن به صورت متعارف

3) وضعیت اقتصادی شوهر به طور متعارف.

4)  وضعیت زن با در نظر گرفتن توانایی شوهر.

                                                                                                      

22- طبق قانون مدنی ایران ، زوجه می تواند : (آزمون1382)

1) فقط نسبت به نفقه آینده طرح دعوی کند.

2) فقط نسبت به نفقه گذشته خود می تواند اقامه دعوی کند.

3) هم برای نفقه گذشته ،هم برای نفقه آینده اقامه دعوی کند.

4) زن فقط درصورتی می تواند اقامه دعوی برای نفقه ایام گذشته نماید که شوهر درآمدی داشته باشد.

                                                                                    

23- قانون مدنی کیفیت پرداخت نفقه زن را که بر عهده شوهر است چگونه مقرر داشته است؟ (آزمون1383)

1) به طور متعارف ومتناسب با وضعیت زن.

2) به طور متعارف ومتناسب با درآمد شوهر.

3) به طور معمول ومتناسب باعرف محل زندگی.

4) بر حسب نرخ تورمی که هر ساله از طرف دولت رسما اعلام می شود.

                                                                                                      

24-زن می تواند وظیفه تمکین در برابر شوهر را: (آزمون1383)

1) بعد از عقد، با تراضی باشوهر ساقط کند.

2) با شرط ضمن عقد نکاح از خود ساقط کند.

3) موکول به پرداخت نفقه از جانب شوهر نماید.

4) در صورت ازدواج مجدد شوهر انجام ندهد.

 

 

25- درنکاح دائم درچه صورت زن می تواند از حق حبس خود برای دریافت مهریه استفاده کند؟ (آزمون1382)

1)در صورتی که حق حبس در عقد نکاح شرط شده باشد.

2) در صورتی که فقط یکبار نزدیکی شده باشد.

3) حق حبس اصلا در نکاح وجود ندارد.

4) در صورتی که هنوز نزدیکی با شوهر انجام نشده باشد.

          

26- نفقه گذشته کدام یک از اقارب شخص قابل مطالبه است؟ (آزمون1383)

1)اولاد          2)همسر              3)پدر ومادر                   4) خواهر وبرادر

 

27- آیا در نکاح منقطع زن می تواند از شوهرمطالبه نفقه کند؟ (آزمون1382)

1) بله ،درصورتی که قانون مدنی اجازه دهد.

2) بله ،در صورتی که درنتیجه این نکاح حامله باشد.

3) خیر،چمن در نکاح منقطع زن حق مطالبه نفقه ندارد.

4) بله ،به شرطی که ضمن عقد نکاح شرط نفقه شده باشد.

 

28- اگر در نکاح دائم مهریه تعیین  نشده باشد : (آزمون1383)

1) نکاح صحیح است.                    2) نکاح باطل است.

3) نکاح غیر نافذ است.                   4) نکاح صحیح است اما قابل فسخ می باشد.

 

29- در صورت عدم تعیین مهریه در عقد نکاح منقطع : (آزمون1383)

1) عقد باطل می شود.                   2) زن می تواند پس ازعقد آن را مطالبه کند.

3) امکان تعیین مهرالمثل در هر حال وجود دارد.

4) تعیین آن بعد از عقد موجب نفوذ عقد است.

 

30- در نکاح منقطع حکم ارث بردن زن از شوهر چگونه است ؟ (آزمون1383)

1) زن از شوهر ارث نمی برد.     2) زن از شوهر دارای فرزند باشد.

3) نکاح منقطع ثبت شده باشد.      3) درعقد شرط ارث بردن زوجه شده باشد.

 

 31-  کدام عبارت صحیح است؟ (آزمون1383)

1) فقط فرزند حاصل ازازدواج دائم ارث می برد.

2) فرزند حاصل از ازدواج موقت ارث نمی برد.

3) فرزند حاصل از ازدواج موقت فقط ازمادر ارث می برد.

4) از نظر رابطه واحکام فرزند حاصل از نکاح موقت با دائم فرقی ندارد.

 

 

پاسخ تستهای بخش دوم :

 

1-    گزینه 3 صحیح است .بر طبق ماده 1203 ق.م.  نفقه زوجه برنفقه سایر اقارب مقدم است.

2-    گزینه 2 صحیح است. در زمان عده  زن حامله حق دریافت نفقه دارد.

3-    گزینه 2 صحیح است. به زنی که در عده وفات است نفقه تعلق نمی گیرد.

4-    گزینه 4 صحیح است. طبق تبصره ماده 1082 ق.م. چنانچه مهریه وجه رایج باشد قابل پرداخت به نرخ روز است.

5-    گزینه 4 صحیح است.

6-    گزینه 4 صحیح است. مطابق ماده 1097 ق.م.

7-    گزینه 1 صحیح است. مطابق ماده 1095 ق.م. 

8-    گزینه 1 صحیح است. مطابق ماده 1028 ق.م.

9-     گزینه 3 صحیح است. ص 186 نظام حقوق زن در اسلام مرتضی مطهری.

10-         گزینه 2 صحیح است. طبق ماده 1093 ق.م.

11-         گزینه 2 صحیح است. در صورت فوت شوهر، مهریه زن مقدم بر ارث سایر وارثان است

12-         گزینه 3 صحیح است. ص186 نظام حقوق زن در اسلام مرتضی مطهری.

13-         گزینه 1 صحیح است.

14-         گزینه 3 صحیح است. سوره نساء آیه 24 .

15-         گزینه 1 صحیح است. طبق ماده 1087 ق.م.

16-         گزینه 1 صحیح است.

17-         گزینه 4 صحیح است. طبق ماده 1093 ق.م.

18-         گزینه 2 صحیح است.

19-         گزینه 3 صحیح است. بر طبق ماده 1129 ق.م.

20-         گزینه 1 صحیح است. تکلیف مرد به دادن نفقه موکول به تمکین زن از اوست.

21-         گزینه 2 صحیح است. بر طبق ماده 1107 ق.م.

22-         گزینه 3 صحیح است. ماده 1206 ق.م.

23-         گزینه 1 صحیح است. ماده 1107 ق.م.

24-         گزینه 3 صحیح است. زن می تواند از حق حبس استفاده کند.

25-         گزینه 4 صحیح است.

26-         گزینه 2 صحیح است.

27-         گزینه 4 صحیح است. ماده 1113 ق.م.

28-         گزینه 1 صحیح است. ماده 1087 ق.م.

29-         گزینه 1 صحیح است. در نکاح منقطعه عدم تعیین مهریه موجب بطلان است.

30-         گزینه 1 صحیح است. زوجه منقطعه از زوج ارث نمی برد.

31-         گزینه 4 صحیح است. از نظر رابطه و احکام ، فرزند حاصل از نکاح دائمی فرقی با فرزند نکاح موقت ندارد.

 


 
نمونه تستهای حقوق زن. آزمون کارشناسی ارشد مطالعات زنان - قسمت اول
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٦ : توسط : منیر پشمی

از آنجا که بسیاری از داوطلبین آزمون کارشناسی ارشد مطالعات زنان سوالاتی درباره چگونگی آزمون و نمونه سوالها دارند ، بر آن شدم که هربار به صورت موضوعی نمونه هایی از سوالات و جوابهای تشریحی آنها را در زمینه حقوق زن و خانواده در وبلاگ بگذارم. امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار بگیرد.

تستهای بخش اول :( نکاح ، شروط ضمن عقد ، تعدد زوجات)

 1-    کدام شرط باطل است؟ (آزمون 1387)

1)    اقامت در شهر معین                           2) عدم ازدواج مجدد شوهر

3) سلب حق حضانت مادر                       4)اجازه زن برای خروج از کشور

 

2- اگر در عقد ازدواج شرط شود که در صورت عدم پرداخت مهر در مدت معین ،نکاح باطل خواهد بود،این شرط: (آزمون1381)

1 ) صحیح است.                       2) باطل است وسبب بطلان عقد می شود.

3) باطل است اما عقد صحیح است. 

4)صحیح است وموجب حق فسخ برای زن می شود.

 3- هر گاه در عقد نکاح اختیار تعیین محل سکونت به زن داده شود ،این شرط چه اثری دارد ؟ (آزمون1381)

1) مطابق شرط ،محل سکونت باید با توافق طرفین تعیین شود.

2) مطابق شرط شوهر باید در مکانی که زن تعیین می کند سکونت کند.

3) این شرط باطل است واختیار تعیین محل سکونت همچنان با مرد خواهد بود.

4) مطابق شرط شوهر باید مکانی متناسب با شئون زن ،برای سکونت فراهم کند.

 

4- اگر زن ضمن عقد نکاح موافقت شوهررا برای ادامه کار خود تحصیل کند، شوهر: (آزمون1381)

1)به هیچ وجه نمی تواند از ادامه کار زن جلوگیری کند.

2) در صورتی که راضی نباشد می تواند ازادامه کار زن جلوگیری کند.

3) می تواند از ادامه کار زن جلوگیری کند ،مگر اینکه عدم اشتغال او موجب اختلال در معیشت خانواده شود.

4) نمی تواند از ادامه کارزن جلوگیری کند ،مگر اینکه حرفه او منافی مصالح خانوادگی باشد.

 

5- هر گاه شوهر ضمن عقد موافقت خود را به ادامه کار زن اعلام کرده باشد،آیا پس ازعقد می تواند از شغل زن جلوگیری کند؟ (آزمون1382)

1) بله ، می تواند.

2) به هیچ وجه نمی تواند.

3) نمی تواند مگر اینکه شغل زن با مصالح خانوادگی مغایرت داشته باشد.

4) می تواند ،مگراینکه خود قادر به تامین مخارج زندگی نباشد.

 

6- در صورتی اختیار انتخاب مسکن به زن داده می شود که : (آزمون1383)

1) در ضمن عقد نکاح شرط شود.       2) شوهر ازدواج مجدد نماید.

3) زن قبل از ازدواج دازای مسکن شخصی بوده .

4) زن با ازدواج مجدد شوهر مخالف باشد.

 7- تعدد زوجات در دین مبین اسلام : (آزمون1381)

1) معرفی وبه وجود آمد.                     2) به چهار زن محدود می شود.

3) به چهار زن افزایش یافت.               4) به همان شکل رایج امضاء شد.

 8- آیا مرد حق دارد با دختر خواهر زن خود ازدواج کند ؟ (آزمون1381)

1) بله                                           2) خیر

3) اگر از دادگاه اجازه بگیرد می تواند. 4) اگر از زن خود اجازه بگیرد می تواند.

 

9- کدام عبارت صحیح است ؟ (آزمون1383)

1) اسلام با تعدد زوجات مقابله کرد.

2) اسلام تعدد زوجات را به وجود آورد.

3) اسلام تعدد زوجات را ابتکار نکرد بلکه آ ن را محدود ساخت.

4) در میان اقوام وملل قبل ازاسلام تعدد زوجات رواج نداشت.

 

10- ازدواج زن بالغ ایرانی با تبعه کشور خارجی اشکالی ندارد به شرطی که :

1) اصلا غیر ممکن است. (آزمون1382)

2) مرد مسلمان باشد یا مسلمان بشود.

3) مرد مسلمان شود یا مسلمان باشد  واجازه مخصوص دولت ایران هم صادر شود.

4) مسلمان بودن مرد شرط نیست واجازه دولت کافی برای صحت ازدواج است.

 

11- عقد ازدواج در صورت اکراه دختر : (آزمون1382)

1) باطل است.                        2) غیر نافذ است.

3) درصورت سلب اراده دخترغیر نافذ است.

4) اگر به تشخیص ولی موافق با مصلحت دختر باشد صحیح است.

 

12- درمورد نکاح باکره کبیر کدام یک از موارد زیر صحیح است؟ (آزمون1383)

1) بدون اذن ولی قهری نکاح باطل است.

2) اجازه ولی قهری نکاح را تنفیذ می کند.

3) نیازی به اذن ولی قهری نیست وتصمیم دختر کافی است.

4) اجازه ولی قهری نکاح را تنفیذ ورجوع را اجازه ،ازدواج را باطل میکند.

   13- " نکاح استبضاع "که درعصر جاهلیت مرسوم بود چیست؟ (آزمون1383)

1) ازدواج مشترک چند برادر با چند خواهر.

2)ازدواجی که در آن اختیار تعیین مهر به مرد داده می شد.

3) ازدواجی که در آن اختیار تعیین مهر به شخص ثالثی داده می شد.

4) زناشوئی موقت زن با مرد بیگانه به منظور بهبود واصلاح نژاد.

   پاسخ تستهای بخش اول :

1-گزینه 3 صحیح است.

2-گزینه 3 صحیح است.طبق ماده 1081 ق.م.

3-گزینه 2 صحیح است . اختیار تعیین محل سکونت با شوهر است .

4-گزینه 4 صحیح است.

5-گزینه 3 صحیح است.

6-گزینه 1 صحیح است بر طبق ماده 1114 ق.م.

7-گزینه 2 صحیح است.اسلام تعدد زوجات را ابتکار نکرد بلکه آن را از طرفی محدود ساخت و برای آن حداکثر قائل  شد ، و از طرف دیگر قیود و شرایط سنگینی برای آن مقرر کرد. (ص 292 حقوق زن در اسلام مرتضی مطهری)

8-گزینه4 صحیح است.

9-گزینه 3 صحیح است.

10-گزینه 3 صحیح است. طبق ماده 1060 ق.م.

11-گزینه 2 صحیح است. طبق ماده 1070 ق.م.

12-گزینه 2 صحیح است. طبق ماده 1043 ق.م.

13-گزینه 4 صحیح است.

 

 

 

 

 


 
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠ : توسط : منیر پشمی

سلام بر حسین (ع) و فرزندانش ٬ امام حسین که درود خدا بر او باد با تمام فرزندانش ٬ با تمام خانواده اش ٬ با همسران و خواهران و برادرانش ٬ با همه عزیزانش به کربلا رفت ٬ با طفل شیرخوارش . نگفت آنجا جنگ است ٬ نگفت هوا بد است ٬ نگفت بچه ام مریض می شود ! او رفت و با تمام دارایی اش ٬ با تمام وجودش ٬ با همه عزیزانش ... رفت تا بماند.

 و ما چه می کنیم ؟! ما که اگر خیلی عاشق و دل سوخته باشیم و دلمان برای زیارت امام حسین ‍پر بکشد٬ می خواهیم برویم زیارت ولی سختی نکشیم ٬ با هوا‍پیما باشد بهتر است ٬ جنگ نباشد مبادا ٬ هوا آلوده نباشد ٬ ماسک همراه می بریم ٬ ترس داریم ٬ فرزندانمان را با خودمان نمی بریم ٬ هوا آلوده است ٬ راه سخت است ٬ بچه ها مریض می شوند ٬ بچه ها تحمل ندارند ٬ خودمان بدون بچه بهتر می توانیم زیارت کنیم ٬ بهتر می توانیم به اعمال مسجد کوفه برسیم ٬ با بچه دردسر است ٬ هزینه اش هم بیشتر است ٬ کلی حساب سود و زیان می کنیم ٬ حساب دو دوتا چهارتا ٬ حساب این که حتی بچه است چیزی سرش نمی شود ! چیزی یادش نمی ماند ! و خب بهترین کار این است که بچه ها پ‍یش مادربزرگها بمانند تا ما برویم کربلا، زیارت کنیم و بعد هم با دست پ‍ر از سوغات به سلامت به خانه برگردیم .

ولی من آمده ام امروز تا بگویم نه ! نگران نباشید ! بچه هایتان را هم به زیارت ببرید اگر عاشقید ! بچه های شیرخوارتان را هم به زیارت ببرید ٬ همانطور که علی اصغر به جنگ رفت به کربلا رفت. بچه شما یادش خواهد ماند ٬ در ضمیر ناخودآگاهش خواهد ماند ٬ امام حسین ٬ مولا علی ابن ابیطالب ٬ حضرت ابوالفضل ٬ همه یادشان هست که فرزند شما به پابوسشان آمده است ٬ آنجا که فقط عشق است و ایثار ٬ اثرش را در فرزند شما خواهد گذاشت ٬ و مهمتر از همه خود شما مفهوم کربلا را خواهید فهمید ٬ با تمام وجود ٬ وقتی از راه زمینی به سمت عراق بروید ٬ وقتی هوا گرم و سوزان باشد ٬ وقتی در مرز، هوا سخت گرم باشد و هرم گرما صورت خودتان و فرزندانتان را قرمز قرمز کند ٬ وقتی که عطش کنید... و آنجا آب هست ! آن هم آب سرد و گوارا که در شیشه های آب معدنی از یخچال ها بیرون می آید و شما چند تا چند تا می خرید و به فرزندانتان می دهید ، که عطش نکنند، که مریض نشوند ، مدام صورتشان را با آب سرد می شویید ٬ مدام به سایه ها و سرپناه ها و جاهای خنک و کولردار پناه می برید ٬ مدام فرزند شیرخوارتان را شیر می دهید ٬ همه مراعات شما و فرزندتان را می کنند ٬ مدیر کاروان بیشتر از همه مواظب شماست که فرزندان خردسال به دنبال دارید ٬ همه جا شما را اول از همه راه می اندازند ٬ حتی سربازان آمریکایی نامسلمان نیز که ‍پاسپورتها را چک می کنند هوای شما و فرزند شیرخواری را که به بغل دارید را دارند٬ با فرزندت خوش و بشی می کنند و شما را زودتر از همه راه می اندازند و آنجاست که در آن هرم گرما ٬ در آن کلافگی ٬ چشمت به تابلویی می افتد که بزرگ روی آن با خط قرمز نوشته است :

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین

که آنجا دیگر اشک امانت نمی دهد ٬ که هنوز به کربلا نرسیده ٬ کربلایی شده ای ٬ که با تمام وجود امام حسین و فرزندان و یارانش را می شناسی ٬ درک می کنی ٬ حس می کنی ٬ مظلومیتشان را ٬ بزرگی شان را ٬ ایثارشان را ٬ همه را با تمام وجود درمی یابی ٬ دلت برای علی اصغر حسین پر می کشد ٬ فرزند شیرخوارت را سفت تر در آغوش می فشاری و با گونه های خیس از اشک می بوسی اش ٬ و فکر می کنی چه خوب شد فرزندانم را هم آوردم ... چه خوب شد...

و فرزندانت مریض نخواهند شد ٬ کمی خودت و آنها سختی خواهید کشید ٬ ولی ارزشی دارد که باید حواست باشد ٬ باید سبکباری دیگر هم سفران گیجت نکند ٬ باید بدانی برای چه آمده ای ٬ باید بدانی که اینجا کربلا است ٬ سرزمین کرب و بلا ...

و به سلامت باز خواهید گشت و همیشه خوشحال خواهی بود که فرزند شیرخوارت ٬ اولین زیارت و مسافرتش را به پا بوس امیر مومنان علی ابن ابیطالب رفته است و به پا بوس فرزندان او و دلت قرص است که عشق علی و فرزندانش تا همیشه در قلب فرزندانت باقی خواهد ماند چرا که با عشق آنها و با اشکی بر چشم فرزندانت را شیر داده ای ...


 
زن در " بالهای شکسته " جبران خلیل جبران
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩ : توسط : منیر پشمی

هرکس جبران خلیل جبران و کتابهای این نویسنده لبنانی را بشناسد ، می داند که او در زندگی اش تحت تاثیر زنانی بوده است که با قوت و قدرت خود و با عشق و احساس پاک خود باعث شکل گرفتن شخصیت جبران و همچنین شکل گرفتن کتابهای او شده اند از جمله این زنان ، به مادر او ، ماری هسکل، می زیاده  و سلمی کرامه می توان اشاره کرد.

کتاب " بالهای شکسته " کتابی است که ماجرای عشق جبران و سلمی کرامه را نقل می کند ، عشقی که در سن هیجده سالگی جبران را متحول می کند و او از همان سالها با درد و رنج زنان نیز آشنا می شود ، او زنان را و رنجهایشان و ظلمی که بر آنها می رود را می شناسد و در کتابهایش و از جمله همین اثر به آنها به صورت غیر مستقیم می پردازد .

صفحه 64 : دل زن با تغییر و تحول روزگار و فصلهایش تغییر نمی کند . دل زن بسیار مبارزه می کند ، ولی نمی میرد. دل زن شبیه زمین است ، که انسان این زمین را میدانی برای جنگها و کشتارهای خود به کار می گیرد ، درختهایش را می کند و چمنهایش را می سوزاند و سنگهایش را آغشته به خون می کند و خاکش را با استخوانها و جمجمه ها می کارد ، با این وجود آرام و مطمئن باقی می ماند و تا ابدالدهر بهار در آن بهار و پاییز در آن پاییز باقی می ماند...

صفحه 70 : سلمی سر خود را سوی آسمان آراسته شده از ستارگان بلند کرد ، دستهایش را به بالا برد ، چشمانش گشاد شدند و لبهایش لرزیدند ، آنچه از ناامیدی و شکایت و درد در نفس مظلوم زن وجود دارد ، بر چهره رنگ پریده اش آشکار شد . سپس فریاد کنا گفت :" پروردگارا ! زن چه کرده است که این چنین مستحق خشم و غضب توست ؟! چه گناهی مرتکب شده است که غضبت این چنین تا آخر روزگار به دنبال اوست ؟! آیا جنایتی بی نهایت زشت مرتکب شده که مجازاتت این چنین بر او بی نهایت شده است ؟ خداوندا ! تو قدرتمندی و او ضعیف ، چرا او را با دردها از بین می بری. خداوندا ! تو بزرگی ، در حالی که او در اطراف عرشت می خزد ، چرا او را زیر قدمهایت قرار می دهی ؟ تو همچون طوفانی شدیدی و او در برابر تو همچو مه است ، چرا او را بر روی برفها می اندازی ؟ تو جباری و او بی نواست ، چرا با او مبارزه می کنی ؟... با خواست و میل خودت خواهشهای او را زنده می کنی ، سپس از همین خواهشهایش ، عیبها و خطاهایش به وجود می آید . با خواست خودت زیبایی های مخلوقاتت را به او نشان می دهی، با خواست خود عشق او را به زیبایی به گرسنگی ای مهلک تبدیل می کنی . با سنت خود روح او را به ازدواج جسمی زیبا در می آوری ، با عدل خود جسم او را قرین ضعف و سستی می کنی ، تو زندگی را با جام مرگ و مرگ را با جام زندگی به او می نوشانی ، تو او را به وسیله اشکهایش مطهر و پاک می کنی و با اشکهایش او را فانی و ذوب می سازی . ..

تو ، تو ای پروردگار ، چشمانم را به وسیله عشق گشودی و به وسیله عشق مرا کور کردی. تو مرا با دو لبت بوسیدی و با دست نیرومندت سیلی زدی. تو در دلم گلی سپید و در اطراف این گل خار و خاشاک را کاشتی. وجودم را به جان جوانی که دوست می دارم و به جسم مردی که نمی شناسم پیوند دادی. یاری کن تا در این کشمکش قوی باشم ، کمکم کن تا سر منزل مرگ امین و پاک باقی بمانم. خواست ، خواست تو و نام تو تا ابد مبارک باشد . "

-          بالهای شکسته ، جبران خلیل جبران ، مترجمین : محمد ابراهیمی کاوری ، لفته مولایی

 


 
← صفحه بعد