منیر پشمی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ منیر پشمی
آرشیو وبلاگ
      میوه ممنوعه ( وبلاگ شخصی منیر پشمی ) ()
هزار خورشید تابان نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩۳/٥/٢٢

این روزا دارم کتاب " هزار خورشید تابان " را می خونم . نویسنده اش خالد حسینی است و از کتابهای پر فروش سال 2007 امریکا ... نویسنده اش افغانی است و درد و رنج زنان افغان را به تصویر کشیده است .

نام این کتاب به گفته نویسنده از شعر صائب تبریزی با مطلع:

خوشا عشرت‌سرای کابل و دامان کهسارش   که ناخن بر رگ گل می‌زند مژگان هرخارش

گرفته شده‌است که در بیتی از آن می‌گوید:

حساب مه جبینان لب بامش که میداند؟   دو صد خورشیدرو افتاده در هر پای دیوارش

جوزفین دیویس مترجم انگلیسی این شعر، عبارت «دو صد خورشیدرو» را به a thousand splendid suns ترجمه کرده است.

کتاب پر است از جملات قصار ... جملاتی که خوب نشان می دهد درد و رنج زنان را در طول اعصار ...

"مثل عقربه قطب نما که رو به شمال است ، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا می کند ."

  نظرات ()
گذر زمان ... نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩۳/٥/۱

بعضی وقتها یادمون میره که چه مسیری رو پشت سر گذاشتیم تا به اینجایی که هستیم رسیدیم ... منظورم مسیر زندگیه ... فراز و نشیبهایی است که پشت سر می گذاریم و بعد از گذر چند سال شاید دیگه اصلا یادمون نیاد کجا بودیم و چه مسیری رو پشت سر گذاشتیم ...

گاهی با یه برگشت کوچیک ... با نگاه کردن به خاطرات گذشته می تونیم این مسیر رو به یاد بیاریم و ازش عبرت بگیریم . برای من که از ایام نوجوانی همیشه دست به نوشتنم خوب بوده و خاطرات و روزمرگی هام رو حتی توی دفترهایی می نوشتم ،کار چندان سختی نیست که حتی بیست سال پیش رو هم مرور کنم ... و از حدود 5 سال پیش هم که توی دوتا وبلاگ مسیر زندگیم و ردپام ثبت شده ... می تونم خودم رو و افکار و زندگیم را توی همین وبلاگها هم دنبال کنم و ببینم چقدر تغییر کردم ... چقدر مثبت یا حتی منفی ... چقدر بزرگ شدیم ... چقدر یاد گرفتیم ... چقدر تجربه کردیم ...

توی کتابخونه ام نگاه می کنم و چشمم می افته به " جنس ضعیف " اوریانا فالاچی ... کتاب رو باز می کنم و این پاراگراف از صفحه ی 142 را می خونم :

" درباره ی عشق و عاشقی بین سربازای آمریکایی و زنای ژاپنی و ازدواجاشون قصه های زیادی هست که گاهی شاد و گاهی غمگینن. درباره ی مردایی که یاد گرفتن رو زمین بخوابن و با چوبای ژاپنی غذا بخورن ، قصه های زیادی نوشته شده . انگار سربازای امریکایی قبل دیدن زنای ژاپنی ، هیچ زنی رو تو زندگیوشن ندیده بودن ! دخترای قشنگ کالیفرنیا و نبراسکا به هیکلای کشیده شون نگاه می کردن و از خودشون می پرسیدن مردای اونا چه چیز جالبی تو زنای ژاپنی با اون قدای کوتاه و صورتای پت و پهن دیدن . موضوع این بود که سربازا عاشق مهربونی و احترامی می شدن که زنای ژاپنی داشتن . برعکس زنای امریکایی که به سرخ پوستا شلیک کرده بودن و مثل مردا پشت فرمون ماشین می شستن. اونا عاشق زنایی شده بودن که وقت اومدن به خونه بهشون تعظیم می کردن و غذا رو لقمه به لقمه تو دهنشون می ذاشتن ."

دلم می خواد بعد از چند سال بازم این کتاب رو یه بار دیگه بخونم ... و یاد معلم ادبیاتم توی دبیرستان ، -خانم عطارزاده-  می افتم که می گفت : "بچه ها ! کتابهای خوب را توی برهه های مختلف زندگیتون بخونید ... با چند سال فاصله ... بعد از گذشت زمان می فهمید که توی هر سن و سالی می تونید یه برداشت و یه درک دیگه ای از کتاب داشته باشید ..."

 

 

  نظرات ()
آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱٢/٢٧

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

امیدوارم با آمدن بهار بتوانیم با تمام روح و جانمان به رقص درآییم ... مثل درختها جوانه بزنیم و تازه و نو شویم ... به سان شکوفه های گیلاس لبخند بزنیم و همچون ماهی های قرمز شاد و سر خوش باشیم ...

هر بهار که می رسد به یاد می آورم که سال دیگری گذشت و بزرگ و بزرگتر شده ام ... خدا را سپاس می گویم و شب بوها را می بویم و سبزه ام را آب می دهم و سفره هفت سین می چینم و با چشمهایی براق خیره می شوم به شکوفه های سفید و صورتی ... و دو قدم مانده به گل ، پای اساطیر زمین می ایستم و می پرسم : خانه ی دوست کجاست ؟؟؟؟

راز عشق شکوفه های گیلاس

  نظرات ()
خواستگاری در کافی شاپ و رستوران نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

در درسهای ارشد واحدی داشتیم با عنوان تحولات خانواده . الان غیر از تحولات خانواده کلا تحولات شگرفی در کل روند ازدواج را شاهد هستیم . از آشنایی و خواستگاری گرفته تا مراسمهای بعدی . توی اصفهان ما خیلی آداب داشت ازدواج و خواستگاری و مردم هم خیلی پایبند به این رسوم بودند . حالا وقتی مردم متعصب اصفهان این رسوم را تغییر بدهند دیگر معلوم است که چه روندی را داریم پشت سر می گذاریم. در گذشته های نه چندان دور رسم این بود که در خواستگاریهای سنتی مادر پسر تلفن می زد و از مادر دختر مشخصات دختر را می پرسیدند و بعد اجازه می گرفتند به خواستگاری دختر بیایند . روز و ساعت معینی هماهنگ می شد تا خانواده پسر به خانه دختر بیایند . مادر دختر چند روز در حال بشور و بساب بود که خانه تر و تمیز و شیک و مرتب شود و بعد هم کلی میوه و شیرینی و اجیل اماده می کردند و بالاخره روز موعود فرا می رسید و خانواده پسر به خواستگاری می آمدند و تازه دختر خانم اول وارد اتاق نمی شد تا بعد با کلی عزت و احترام مادر پسر از مادر دختر خواهش کند که اگه اجازه بفرمایید ما دخترتون رو زیارت کنیم . بعد دختر خانم چادر به سر وارد اتاق می شد و همه به احترامش بلند می شدند و کلی احوالپرسی و روبوسی و بعد هم سوال و جوابهای معمول و ادامه روند خواستگاری ....

حالا دیگر این روش خواستگاری دارد از رده خارج می شود . دیگر برای خواستگاری به خانه عروس نمی آیند . دیگر مثلا مد شده است که به کافی شاپ و رستورانهای شیک و مجلل هتلها بروند و خانواده ها همدیگر را زیارت کنند . مادر پسر زنگ می زند به مادر دختر و با هم قرار می گذارند در فلان کافی شاپ . (این روش یعنی مال همان خواستگاریهای سنتی است . ) بعد دختر همراه مادرش و پسر هم همراه مادرش سر ساعت خاصی در محل حضور به هم رسانده و اگر مبادی آداب باشند از قبل میزی را رزرو کرده اند و بعد هم منو را دیده و چایی یا نسکافه و قهوه یا بستنی و کیکی چیزی سفارش می دهند . که در این مرحله هم یک اختلاف نظر و سلیقه هایی موجود است . یعنی اینکه بعضی معتقدند این وظیفه پسر است که هزینه کافی شاپ را متقبل شود . و بعضی هم می گویند این وظیفه خانواده دختر است که باید پذیرایی کنند و هزینه را بپردازند . دیگر بستگی به خانواده ها دارد .... خلاصه نیم ساعتی همدیگر را در کافی شاپ ملاقات می کنند و می روند .

خانواده های سنتی هنوز معتقدند عزت دختر به این است که در خانه خودش به خواستگاریش بیایند . خانواده های پسر معتقدند وقتی به خانه دختر می روند از روش پذیرایی و نشست و برخاست خانواده بهتر می توانند روش زندگی و آداب اجتماعی آنها را بشناسند . ولی خواستگاری در کافی شاپ راحت تر است و به خصوص خانواده دختر دیگر به زحمت نمی افتد برای پذیرایی . هرچند در مراحل بعدی اگر توافقی حاصل شود لاجرم خانواده ها به خانه های همدیگر می روند تا شناخت بیشتری پیدا کنند .

با همه این اوصاف کلا ازدواج در این سالها روز به روز پیچیده تر و سخت تر می شود . چنان که غیر از همه مسائلی که قبلا در خواستگاریها مطرح می شد ، این روزها لازم است دختران و پسران درباره فعالیت در دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی نیز به گفتگو بپردازند و به توافق برسند .

اینم روشهای تحقیقات امروزی :

طرف رفته خواستگاری

بابای عروس با لپ تاپ اومده می گه پسر جون، من اهل تحقیقات محلی و اینا

 نیستم، یوزر پسورد فیس بوک رو بزن!!!!
  نظرات ()
مطالعات زنان ! یک شوخی بزرگ یا یک توهین بزرگ ؟؟؟ نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۱٠/۱۱

آنچه که بر مطالعات زنان در ایران می گذرد را می توانید در همین وبلاگ و پستهای مختلف و کامنتهای دوستان ببینید و بخوانید . متن زیر کامنت یکی از دوستان است که تجربه خودش را در شرکت کردن در مصاحبه برای دکترای مطالعات زنان را با ما به اشتراک گذاشته است :

سلام خانم پشمی
سال گذشته من کنکور دکترا مرحله اول پذیرفته شدم و برای مصاحبه دانشگاه تربیت مدرس رفتم.میتونم بگم بزرگترین توهینی بود که توی عمرم تجربه کردم! بدون استثنا تمام بچه های گرایش خانواده میدونستیم که قبول نمیشیم! مصاحبه های گرایش حقوق حداقل 15 دقیقه بود و برای ما حداکثر 5 دقیقه.
اینو گفتم تا به بچه های گرایش خودم بگم بهتره زیاد پیگیر دکترای تربیت مدرس نباشن.چون واقعا اون چیزی نیست که از مطالعات زنان انتظار دارید. ما میخوایم فکر بازی داشته باشیم و ضمنآ دوست نداریم فقه و حقوق بخونیم.
اگر کسی در مورد مصاحبه و موضوعات مطرح شده سوالی داشت تا جایی که بتونم در خدمتم.

 

 

  نظرات ()
ارمغان نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/۸/۳

عشق به سان معجزه ای ظهور کرد

ارمغان آورد شادی را

امید را

و حتی دلتنگی خلسه آوری را

که از جنس نور بود

 

  نظرات ()
جذب هیئت علمی رشته مطالعات زنان ! نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/٦/۱٠

امروز توی سایت جذب هیئت علمی وزارت علوم دیدم که جذب هیئت علمی دارند برای همین شهریور ماه که مهلتش هم تا پنج روز دیگه است . بعد دیدم رشته مطالعات زنان هم جزو رشته هایی است که جذب می کنند . برام جای سوال شد که لابد ارشد مطالعات زنان را که نمی گیرند ! فارغ التحصیل دکترای مطالعات زنان هم که توی ایران نداریم ، پس چه کسانی را جذب می کنند ؟؟؟ زنگ زدم دانشگاه اصفهان و از دانشکده اهل بیت که رشته حقوق زن در اسلام را دارند سوال کردم . فرمودند : کارشناسی ارشد رو نمی گیرند ، یا باید دانشجوی دکترا باشید و یا دکترای رشته های مرتبط مثل : حقوق ، روانشناسی ، جامعه شناسی که در زمینه زنان کار کرده باشند .

یعنی فوق لیسانس مطالعات زنان فقط برای لای جرز دیوار خوب است !!!

اگر می خواهید در این رشته کاری پیدا کنید به نظر می رسد حتما باید دکترا بگیرید .

مدام در وبلاگم در کامنتهای عمومی و خصوصی سوالاتی از این دست مطرح می شود :

" من رشته ام فقه و حقوق اسلامی بوده و الان کارشناسی ارشد این رشته قبول شدم و شدیدا نگران بازار کار تو این رشته هستم.....یکم در مورد آینده شغلی این رشته توضیح میدین؟؟؟؟  "

و من باید بگویم که کارشناسی ارشد مطالعات زنان هیچگونه بازار کاری ندارد . حداقل من در این چند ساله ندیدم جایی کارشناس ارشد مطالعات زنان بخواهند و استخدام کنند . هرجا هم نامی بوده فقط در حد دکور بوده است و عملا رشته های دیگر جذب شده اند . بروید دکترایش را بگیرید ببیند جایی جذب بازار کار می شوید یا نه !

موفق باشید .

  نظرات ()
استاد گرانقدری که برایت کتاب می فرستد ... نویسنده: منیر پشمی - ۱۳٩٢/٤/٢٤

وقتی یک زن خانه دار تحصیلکرده وبلاگ نویس باشی ، و علاقه مند به مطالعه و پژوهش یک دفعه می بینی که یک استاد گرانقدر که قبلا هم به وبلاگت سر می زده است برایت ایمیل می زند که مقالات و وبلاگ شما را خوانده ام و مایل هستم که تعدادی از آثار چاپ شده را برایتان ارسال کنم .

حدس می زنی که استاد به خصوص تحت تاثیر پست آخرت قرار گرفته باشد . یعنی همان ماجرای کتابخانه و زن خانه دار ... و بعد در جستجویی در گوگل بیشتر از قبل با اخلاق و مرام استاد نادیده ات آشنا می شوی و میبینی این استاد از آن استادهای خیلی استاد است که واقعا برازنده نام " معلم " است ... استادی که در مرامش توجه به دانشجو و شاگرد و هدیه کتاب است ... میبینی در چندین وبلاگ ، دانشجویانش به نیکی از او یاد کرده اند و از کلاسهای پربارش در دانشگاه علامه گفته اند و رسم زیبای هدیه کردن کتاب ...

و دو روز از ارسال ایمیل نمی گذرد که پستچی دو بسته کتاب به تو تحویل می دهد درب خانه ات ...

استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر لبیبی متشکرم ...

شما به یادم آوردید که در هر جایگاه و شرایطی می توان معلم بود و می توان دانشجو بود ... و می توان اساتید بزرگی داشت که شاید هیچگاه ندیده باشی اش ولی بزرگواری اش را ببینی و تحسین کنی ...

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر هزار خورشید تابان گذر زمان ... آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ خواستگاری در کافی شاپ و رستوران مطالعات زنان ! یک شوخی بزرگ یا یک توهین بزرگ ؟؟؟ ارمغان جذب هیئت علمی رشته مطالعات زنان ! استاد گرانقدری که برایت کتاب می فرستد ... کتابخانه اعلام نتایج اولیه آزمون دکترا
کلمات کلیدی وبلاگ مطالعات زنان (٢) تست (۱) حقوق زن (۱) کارشناسی ارشد (۱) میوه ممنوعه (۱) حقوق خانواده (۱)
دوستان من مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران كلينيك مددكاري اجتماعي آفتاب شرق موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان وبلاگ تخصصی حقوق و فقه دفتر مطالعات و تحقیقات زنان وبلاگ تخصصی حقوق ایران مجله الكترونيكي بانوي برتر ادامه دارم (الهام غفاري) آشنائی با علم حقوق چند خط ميان زندگي بر ساحل سلامت شبکه ایران زنان تخته سياه تفكر زنانه روان پژوه نیستان پامج ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب